دفتر تهران
دفتر تهران
دفتر مشهد
تلفن تماس : 02128427623 info@deltagroup.co.com
شنبه تا پنجشنبه : 9:00 الی 18:00
تلفن تماس : 05136021407 info@deltagroup.co.com
شنبه تا پنجشنبه : 9:00 الی 18:00

دانش نامه

Customer to Customer - C2C

یک نوع مدل کسب‌وکار که محیطی را برای تجارت آسان بین مشتریان خود با یکدیگر فراهم می‌کند. حراج و آگهی‌ دو مثال مهم از اجرای این مدل کسب‌و‌کار در بازار هستند. محبوبیت بازاریابی C2C با ورود اینترنت افزایش یافت و با ظهور شرکت‌های موفقی نظیر eBay و Craigslist که روی تسهیل تعامل میان مشتریان متمرکز بودند، به اوج رسید. سایت‌های C2C درآمد خود را از هزینه‌های دریافتی از فروشندگان برای نمایش لیست اقلام فروش، تبلیغات و معاملات تکمیلی به دست می‌آورند.

(منبع: www.investopedia.com)

Business to Consumer - B2C

به‌صورت کلی منظور از آن رابطه‌ی تجاری میان شرکت‌ها/کسب‌وکارها با مشتریان/مصرف‌کنندگان/کاربران نهایی محصولات یا خدمات آن‌ها است. این اصطلاح با آغاز رونق کسب‌و‌کار‌های مبتنی بر وب در اواخر ۱۹۹۰، به اصطلاحی فوق‌العاده محبوب تبدیل شده که عمدتاً شامل خرده‌فروشان آنلاین و دیگر کسب‌وکارهایی که محصولات/خدمات خود به شکل مستقیم از طریق اینترنت به مصرف‌کنندگان می‌فروشند، است.

(منبع: www.investopedia.com)

Business to Business - B2B

یک نوع رابطه یا معامله‌ی تجاری است که بین کسب‌وکار‌ها وجود دارد؛ مانند رابطه‌ی تجاری میان یک تولیدکننده با عمده‌فروشان یا روابط تجاری میان یک عمده‌فروش با خرده‌فروشان. این مدل کسب‌وکار حجم بزرگی از تجارت اینترنتی را به خود اختصاص داده است. جالب است بدانید بخش عمده‌ی تجارت شرکت معروف چینی «علی‌بابا» مبتنی بر این مدل کسب‌وکار است.

(منبع: www.investopedia.com)

ابهام (Ambiguity)

وقتی قضاوت در مورد یک موضوع به‌راحتی امکان‌پذیر نیست، می‌گوییم آن موضوع ابهام دارد؛ به‌عبارت‌دیگر داشتن دو یا چند معنی یا تعبیر به معنی دوپهلو بودن یا مبهم بودن یک امر است. واضح نبودن یا غیرقابل فهم بودن یک مطلب، به‌طوری‌که قضاوت و گرفتن تصمیم را سخت کند، نشانه ابهام در آن مطلب است. یکی از ویژگی‌های کارآفرینان، قدرت تحمل ابهام یعنی توانایی تصمیم‌گیری در شرایط مبهم است.

(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

Opt out

به دستورالعمل مشتری یا دریافت‌کننده ایمیل (یا پیام‌های مستقیم دیگر) برای لغو دریافت کالا، اطلاعات یا پیام بازاریابی گفته می‌شود. به عنوان مثال، برخی از باشگاه‌های کتاب به طور خودکار، کتاب ماه خود را به اعضا ارسال می‌کنند، مگر اینکه خود اعضا (در یک دوره مشخص) اعلام کنند که این کتاب برای آن‌ها ارسال نشود. بازاریابان آنلاین معتبر، دستورالعمل‌های Opt out را در پیام‌ها یا سایت‌های خود قرار می‌دهند.

(منبع: www.businessdictionary.com)

Opt in

به اعلام رضایت یک مشتری یا دریافت‌کننده ایمیل (یا پیام‌های مستقیم دیگر) برای دریافت کالا، اطلاعات یا پیام بازاریابی از طرف یک بازاریاب گفته می‌شود. این روش به طور کلی توسط اکثر شرکت‌های بازاریابی مستقیم، مجله‌های با اشتراک دوره‌ای یا فاقد اشتراک، عرضه‌کنندگان اطلاعات و … استفاده می‌شود. پس از opt in، بازاریاب تا زمانی که دریافت‌کننده opt out را انتخاب کند به ارسال کالا یا پیام‌های خود ادامه خواهد داد.

(منبع: www.businessdictionary.com)

اثرگذاری تبلیغ (Impression)

هر احساس و برداشتی که بعد از دیدن یا شنیدن پیام‌های تبلیغاتی در فرد ایجاد می‌شود.

(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

۲. در بازاریابی اینترنتی: پایه و اساسی که بر مبنای آن، بنر تبلیغاتی به فروش می‌رسد. معمولا به‌صورت یک قاعده کلی هر ده بازدید از صفحه (Hits) مساوی یک بازدید تبلیغ (Impression) به‌حساب می‌آید.

۱. در تبلیغات: تعداد مخاطبانی که در معرض یک برنامه رسانه‌ای قرار گرفته‌اند.

۲. در بازاریابی اینترنتی: پایه و اساسی که بر مبنای آن، بنر تبلیغاتی به فروش می‌رسد. معمولا به‌صورت یک قاعده کلی هر ده بازدید از صفحه (Hits) مساوی یک بازدید تبلیغ (Impression) به‌حساب می‌آید.

(منبع: www.businessdictionary.com)

اثربخشی (Effectiveness)

معیاری برای تعیین این‌که به کدام اهداف دست پیداکرده‌ایم و تا چه حد مشکلات هدف حل‌شده‌اند. برخلاف کارآیی، میزان اثربخشی بدون اشاره به هزینه‌ها مشخص می‌شود. درحالی‌که کارآیی به معنی انجام درست کار است، اثربخشی به معنی انجام کار درست است.

(منبع: www.businessdictionary.com)

اثر شبکه‌ای (Network Effect)

تأثیری است که شخص استفاده‌کننده از یک محصول یا خدمت به‌تنهایی بر ارزش کل درک شده آن محصول یا خدمت بر دیگران دارد. هرچه افراد بیشتری از محصول یا خدمت استفاده کنند، ارزش آن بیش‌تر می‌شود. تلفن و شبکه‌‌های اجتماعی(مثل فیس‌بوک و تلگرام و …) نمونه‌هایی از اثر شبکه‌ای هستند. هرچقدر افراد بیشتری از تلفن استفاده کنند، ارزش این محصول برای شخص استفاده‌کننده بیشتر خواهد بود و هرچقدر افراد بیشتری به شبکه‌های اجتماعی بپیوندند، آن سایت برای افرادی که عضو آن هستند، ارزشمندتر می‌شود.

منبع: (www.businessdictionary.com)

ارائه فروش (Sale Pitch)

بحث یا راهی برای گفتگو و مذاکره با مشتری که به‌منظور متقاعد کردن افراد برای خرید کالا یا خدمتی از طریق آشنا کردن وی با ویژگی‌ها و منافع محصول در نظر گرفته شده است.

(منبع: dictionary.cambridge.org)

اظهارات و وعده‌هایی که فردی در تلاش برای متقاعد کردن شخص دیگری به خرید چیزی می‌دهد.

(منبع: www.macmillandictionary.com)

 

 

ارائه آسانسوری (Elevator Pitch)

ارائه‌ی بسیار مختصری از یک ایده که تمام منافع و جنبه‌های مهم آن را پوشش می‌دهد و در زمانی بین ۱۰ تا ۳۰ ثانیه (مدت‌زمان تقریبی سوارشدن به آسانسور و پیاده‌ شدن از آن) ارائه می‌شود.

(منبع: www.businessdictionary.com)

اختراع (Invention)

اختراع به معنی ارائه یک پیکربندی و ترکیب جدید از یک موضوع، وسیله یا فرآیند است. برخی از اختراعات مبتنی بر ایده‌ها و مدل‌های موجودند؛ درحالی‌که برخی دیگر کاملاً نوآورانه و مرزشکنانه هستند و درنتیجه موجب دگرگونی در دانش و تجربیات جامعه انسانی می‌شوند. اختراع و نوآوری معمولاً به یک معنی به کار می‌روند، درحالی‌که باهم متفاوت‌اند؛ چراکه اختراع اغلب به‌صورت تصادفی و بدون برنامه‌ریزی قبلی صورت می‌گیرد،‌ ولی نوآوری فرآیند هدفمندی و برنامه‌ریزی‌شده است.

(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

ارتباطات غیرکلامی (Non-Verbal Communication)

رفتارها و کلیه پیام‌های دارای معنا که افراد جدای از خود کلمات در صحبت‌ها استفاده می‌کنند. ارتباطات غیرکلامی شامل نحوه‌ی ارائه، سرعت حرف زدن، تن صدا، اشارات و حالات چهره، حالت‌های بدن، طرز ایستادن، نزدیکی به شنونده، حرکات و تماس چشمی و نحوه‌ی لباس پوشیدن و ظاهر فرد است.

(منبع: www.businessdictionary.com)

ارتباطات بازاریابی (Marketing Communications)

فرایند انتقال اطلاعاتی درباره‌ی محصول به مشتریان بالقوه از طریق روش‌های مختلف نوشتاری، تصویری، شنیداری و … است که هدف اصلی آن افزایش تولید و فروش شرکت است.

(منبع: کتاب Disciplined Entrepreneurship)

ارتباطات (Communication)

ارتباط را می‌توان جریانی دانست که طی آن، دو نفر یا بیشتر به تبادل افکار، نظرات، احساسات و عقاید خود می‌پردازند. به‌عبارت‌دیگر، ارتباط عبارت است از فن انتقال اطلاعات، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر (مثل لبخند زدن، نامه نوشتن، صحبت کردن و …).

(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

ارزش بازار (Market Value)

برآوردی از کل حجم فروش و پول ردوبدل شده در یک بازار مشخص در بازه‌ی زمانی معین (مثلاً: یک سال.) هم‌چنین برای آن تعاریف زیر نیز ارائه شده است:

۱- بالاترین قیمتی که تخمین می‌زنیم یک خریدار پرداخت می‌کند و فروشنده در بازار آزاد و رقابتی می‌پذیرد.
۲- تعریف حسابداری: هزینه جایگزینی یک مورد که با کم کردن هزینه پیش‌بینی‌شده حمل، تحویل و فروش از قیمت فروش پیش‌بینی‌شده به دست می‌آید.

(منبع: www.businessdictionary.com)

ارجاع (Referral)

بازدید‌کنندگانی که توسط لینک‌های وب‌سایت‌های دیگر به یک وب‌سایت ارجاع داده شده‌اند.

(منبع: blog.alexa.com)

ارتباطات کلامی (Verbal Communication)

اشتراک‌گذاری اطلاعات بین افراد با استفاده از گفتار را ارتباط کلامی گویند. ارتباط کلامی شامل واژه‌هایی است که افراد در ارتباطات استفاده می‌کنند. افراد مرتبط با یک کسب‌وکار نیازمند استفاده اثربخش از ارتباطات کلامی هستند تا بتوانند کلمات خود را در گفتار به‌صورت قابل‌فهم برای شنونده بیان کنند.

(منبع: www.businessdictionary.com)

ارزش زمانی پول (Time Value of Money)

قیمت قرار داده‌شده روی مدت‌زمانی که یک سرمایه‌گذار یا وام‌دهنده باید صبر کند تا میزان سرمایه‌گذاری و یا وامش به‌طور کامل جبران شود. ارزش زمانی پول بر این مفهوم مبتنی است که میزان پولی که اکنون دریافت می‌کنید نسبت به همان میزان پول در آینده به علت پتانسیل درآمدی‌ پول ارزش بیشتری دارد.

منبع: (www.businessdictionary.com)

ارزش زمانی (Time Value)

ارزش‌افزوده شده به دارایی‌ها، ‌کالاها و خدمات به دلیل گذر زمان یا به دلیل موجود بودن آن‌ها در زمان دلخواه یا موردنیاز است.

(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

ارزش پیشنهادی (Value Proposition)

ارزش پیشنهادی توصیفگر مزایایی است که مشتریان می‌توانند از محصولات و خدماتتان انتظار داشته باشند؛ ازجمله مزایایی چون: تازگی، عملکرد، سفارشی‌سازی، انجام کامل کار، طراحی، برند، قیمت، کاهش هزینه، کاهش ریسک، قابلیت دسترسی و قابلیت استفاده (راحتی محصول.) ارزش پیشنهادی پاسخ به این سؤال ساده است:

۱- مشتریان چرا باید این محصول را بخرند؟

۲- چرا مشتریان باید از شما این محصول را بخرند؟

(منبع : ۱-کتاب خلق مدل کسب‌وکار ۲- کتاب طراحی ارزش پیشنهادی از الکساندر استروالدر)

ارزش‌افزوده (Value Added)

به تفاوت میان درآمد فروش محصولات و هزینه‌های مربوط به خرید مواد اولیه‌ای که در تولید به‌کاررفته گفته می‌شود. هر وقت روی نهاده‌ای برای تبدیل آن به چیزی با منافع یا مزایای بیشتر به‌عنوان محصول نهایی، فعالیتی انجام می‌گیرد، ارزش‌افزوده ایجاد می‌شود

(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

(منبع۲: فرهنگ کارآفرینی)

ارزش فعلی خالص (NPV - Net Present Value)

ارزش‌افزوده شده به دارایی‌ها، ‌کالاها و خدمات به دلیل گذر زمان یا به دلیل موجود بودن آن‌ها در زمان دلخواه یا موردنیاز است.

یکی از روش‌های پویای ارزیابی طرح‌های سرمایه‌گذاری است که در آن کلیه دریافت‌ها و پرداخت‌های نقدی هر طرح را در هر دوره، پیش‌بینی و سپس با محاسبه گردش وجوه نقد خالص در هر دوره و تنزیل آن‌ها بر پایه نرخ بازده مورد انتظار، ارزش فعلی خالص طرح تعیین می‌شود. چنانچه ارزش فعلی خالص، مثبت باشد طرح قبول،‌ و اگر منفی باشد طرح رد می‌شود. مثبت بودن ارزش فعلی خالص، بدین معناست که درآمدهای نقدی حاصل از اجرای طرح می‌تواند علاوه بر جبران پرداخت‌های نقدی،‌درآمدی اضافه نیز برای سرمایه‌گذار به وجود آورد.

(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

ارزش طول عمر مشتری (Lifetime Value (LTV) of a Customer)

مجموع سود یا زیانی که تخمین زده می‌شود یک کسب‌وکار از ارتباط مداوم با مشتری در طول عمر رابطه به دست آورد. محصولات یا خدمات باارزش طول عمر بالا ممکن است هزینه‌های بازاریابی و پرداخت غرامت پس از فروش نسبتاً بالاتری را برای فروشنده ایجاد کنند.

(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

استراتژی (Strategy)

استراتژی فرایند برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی و هدایت کلیه منابع ممکن و روش‌های عملیاتی برای رسیدن به یک هدف خاص با توجه به عوامل و نیروهای متضاد موجود در محیط است. به کلام دیگر استراتژی نوعی برنامه جامع است که مقصود یا منظور اصلی سازمان را برحسب خدمتی که به جامعه عرضه خواهد کرد، معین می‌سازد.

استراتژی اصطلاحی است در مدیریت برای بیان رابطه‌ای که سازمان یا بنگاه، با محیط خارجی خود برقرار کرده است و یا می‌خواهد برقرار کند. استراتژی، شامل دستورالعمل‌هایی برای تصمیم‌گیری‌های اساسی است که بر کارکرد بلندمدت سازمان یا بنگاه اثر می‌گذارد. تمام سازمان‌ها یا بنگاه‌ها، دارای استراتژی هستند که ممکن است آشکار، پنهان و مکتوب یا در ذهن مدیران آن سازمان باشد؛ ولی این به معنای آن نیست که همه‌ی آن‌ها استراتژی خوبی داشته باشند. در حقیقت یک استراتژی خوب، آن است که مطلوب‌ترین رابطه را بین بنگاه یا سازمان با منابع آن و محیط خارجی برقرار کند. استراتژی بر پایه‌ی سه بعد بیان می‌شود: هدف، توجه به محصول یا بازار و مبنای رقابت. درواقع استراتژی به دنبال این است که به سه سؤال اساسی پاسخ دهد:

۱- مشتری کیست و چه نیازی دارد؟

۲- کسب‌وکار ما چگونه به این نیاز پاسخ می‌دهد؟

۳- چرا مشتری باید از ما خرید کند و نه از رقبایمان.

(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

استارت‌آپ (Startup)

ارزش‌افزوده شده به دارایی‌ها، ‌کالاها و خدمات به دلیل گذر زمان یا به دلیل موجود بودن آن‌ها در زمان دلخواه یا موردنیاز است.

استارت‌آپ نوع خاصی از کسب‌وکارهای کارآفرینانه است. این‌ها کسب‌وکارهایی کوچک و مخاطره‌پذیر هستند که در مراحل اولیه اجرایی شدن یک کسب‌وکار هستند و به‌طور عمده در بالاترین سطح از نوآوری و تکنولوژی قرار دارند.

تعریف استیو بلنک و باب دروف از استارت‌آپ:

استارت‌آپ سازمانی موقتی است که در جستجوی مدل کسب‌وکاری گسترش‌پذیر و تکرارپذیر است. مطابق این تعریف، یک استارت‌آپ می‌تواند به‌صورت یک کسب‌وکار مخاطره‌آمیز جدید و یا بخش یا کسب‌وکار جدیدی از یک شرکت فعلی باشد.

تعریف اریک رایز از استارت‌آپ:

استارت‌آپ نهادی انسانی است که جهت ارائه محصول یا خدمتی نو در شرایط عدم قطعیت بسیار زیاد طراحی شده است.

تعریف پاول گراهام از استارت‌آپ:

استارت‌آپ شرکتی است که طراحی شده تا به‌سرعت رشد کند. تازه تأسیس بودن هیچ شرکتی را استارت‌آپ نمی‌کند.

برای استارت‌آپ بودن الزامی جهت کار درزمینهٔ فناوری، یا جذب سرمایه‌ خطرپذیر نیست. تنها نکته اساسی رشد است. هر چیز دیگری که به استارت‌آپ‌ها ارتباط دهیم از رشد می‌آید.

تعریف دیو مک کلور از استارت‌آپ:

استارت‌آپ شرکتی است که درباره این سه مور زیر سردرگم بوده و به دنبال جوابی برای آن‌ها است:

۱- محصولش چیست؟

۲- مشتریان آن، چه کسانی هستند؟

۳- چگونه پول دربیاورد؟

به‌محض این‌که به هر سه مورد پیشبرد، از استارت‌آپ خارج‌شده و به کسب‌وکاری واقعی تبدیل می‌شود. در اکثر مواقع، این اتفاق رخ نمی‌دهد.

(منبع۱: Encyclopedia of Creativity, Invention, Innovation, and Entrepreneurship)

(منبع۲: کتاب Hello Startup)

(منبع۳: http://500.co)

(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

ارزشیابی فرصت (Opportunity Evaluation)

مطالعه فرصت‌های کارآفرینی بر اساس معیارهایی مانند بازه زمانی که فرصت‌ها قابل بهره‌برداری هستند، امکان تقلید دیگران، اندازه بازار، نرخ رشد بازار، آمادگی بازار برای ورود، پذیرش مصرف‌کنندگان، امکان‌پذیری بر اساس شرایط محیط و زیرساخت‌ها، شایستگی‌های کارآفرینانانه و پتانسیل سودآوری است. در این مطالعه، فرصت‌های کارآفرینی غربال و اولویت‌بندی می‌شوند.

(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

 

 

استراتژی تدافعی (Defensive Strategy)

یک نوع استراتژی و رویکرد مدیریتی است که برای کنترل یا کاهش ریسک ضرر و زیان طراحی می‌شود. به‌عنوان‌مثال: کاهش قیمت برای از دست ندادن سهم بازار یک استراتژی تدافعی است. حتی کسب‌وکاری که جایگاه مناسبی در بازار دارد و رویکرد تهاجمی را انتخاب کرده هم ممکن است سرمایه‌ی اضافی خود را به‌صورت سپرده، اوراق قرضه یا موجودی انبار سرمایه‌گذاری نماید و بدین ترتیب از یک استراتژی دفاعی استفاده کند.

(منبع: www.businessdictionary.com)

استراتژی بازاریابی (Marketing Strategy)

یکی از استراتژی‌های اصلی یک سازمان که توسط آن تمام اهداف و راه‌کارهای اصلی بازاریابی‌اش را در قالب یک طرح جامع ترکیب می‌کند. یک استراتژی بازاریابی خوب باید شامل تحقیقات بازار و تمرکز روی آمیخته بازاریابی مناسب به‌منظور رسیدن به حداکثر سود بالقوه و تضمین پایداری کسب‌وکار است. استراتژی بازاریابی پایه و اساس طرح بازاریابی است.
(منبع: www.businessdictionary.com)

استراتژی بازار گوشه‌ای (Market Niching)

یک نوع استراتژی بازاریابی است که هدف آن شناسایی بخش کوچکی از بازار و عرضه کالا و خدمات مناسب برای آن بخش است که نیازهای ویژه‌ای دارد و تاکنون به این نیازها به‌خوبی پاسخی داده نشده است. بازار گوشه‌ای یکی از جذاب‌ترین استراتژی‌های کسب‌وکارهای نوپا برای ورود به بازار است، چراکه بخش‌های پنهان ازنظر کسب‌وکارهای بزرگ و موفق را در نظر می‌گیرد و در صورت انتخاب درست، ‌نوعی بازار انحصاری کوچک را برای آن‌ها ایجاد می‌کند.

 

 

 

استراتژی حداقل هزینه (Low Cost Strategy)

 

یک استراتژی قیمت‌گذاری که در آن شرکت برای تحریک تقاضا و به دست آوردن سهم بازار، قیمت نسبتاً پایینی پیشنهاد می‌دهد. این یکی از سه استراتژی عمومی بازاریابی است که می‌تواند توسط هر شرکتی انتخاب شود و معمولاً زمانی به کار می‌رود که محصول، مزیت رقابتی پایینی دارد یا هیچ مزیت رقابتی ندارد یا با حجم تولید بالاتر صرفه در مقیاس ایجاد خواهد شد. این استراتژی، استراتژی قیمت پایین هم نامیده می‌شود.
(منبع: www.businessdictionary.com)

اشباع بازار (Market Glut - Market Saturation)

۱-نقطه‌ای در یک بازار که دیگر به دلیل رقابت، کاهش نیاز، از مد افتادن یا بعضی عوامل دیگر، تقاضای جدید برای محصولات یک شرکت ایجاد نمی‌شود.
۲-محاسبه میزان حجم فروش محصول نسبت به تعداد کل مشتریان بالقوه که به‌صورت درصد بیان می‌شود. فرمول: (تعداد کل مشتریان بالقوه ÷ حجم فروش محصول) ×۱۰۰
(منبع: www.businessdictionary.com)
بازاری که عرضه کالا در آن بیشتر از تقاضا برای آن کالاست و درواقع در حالت اشباع بازار اضافه عرضه وجود دارد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

استراتژی تمایز (Differentiation Strategy)

رویکردی که یک شرکت با هدف توسعه‌ی مشتری و بازاریابی محصولات منحصربه‌فرد خود برای بخش‌های مختلف مشتریان در پیش می‌گیرد. استراتژی تمایز معمولاً زمانی به کار می‌رود که شرکت و محصول آن دارای مزایای رقابتی روشنی هستند و شرکت می‌تواند این مزیت‌ها را در قالب راه‌کارها و کمپین‌های بازاریابی ـ تبلیغاتی دیجیتال و غیر دیجیتال به‌خوبی به مشتری منتقل کند. این استراتژی یکی از سه استراتژی عمومی بازاریابی است.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

استراتژی قیمت‌گذاری (Pricing Strategy)

فعالیت‌هایی با هدف پیدا کردن قیمت بهینه محصول است که معمولاً شامل همه اهداف بازاریابی، تقاضای مصرف‌کننده، ویژگی‌های محصول، قیمت‌گذاری رقبا و روند‌های اقتصادی و بازار می‌شود.

(منبع: www.businessdictionary.com)

استراتژی رقابتی (Competitive Strategy)

برنامه‌ی عمل درازمدت هر شرکت برای ورود و پایداری و ماندگاری در بازارهای رقابتی است که برای کمک به خلق مزیت‌های رقابتی بالاتر نسبت به رقبا طراحی می‌شود. استراتژی‌های رقابتی برای شرکت‌هایی که در بازار به‌شدت رقابتی (یا اشباع‌شده) و هم‌چنین بازارهایی که مشتری / مصرف‌کننده در آن‌ها با جایگزین‌های متنوعی برای هر محصول مواجه است، ضروری هستند. این نوع استراتژی به دنبال نشان دادن این است که چرا مشتری باید محصول خاصی را از شرکت ما بخرد و نه شرکت رقیبمان. در اغلب اوقات در کمپین‌های تبلیغاتی مبتنی بر این استراتژی تلاش می‌شود تا مزیت رقابتی شرکت و محصولاتش در کنار بی‌اعتبار کردن محصولات یا خدمات رقیب به مشتریان ارائه شود.
(منبع: www.businessdictionary.com)

استراتژی رشد (Growth Strategy)

هدف استراتژی رشد به دست آوردن سهم بازار بزرگ‌تر، حتی با گذشتن از درآمدهای کوتاه‌مدت است. استراتژی رشد، شامل چهار استراتژی تنوع، توسعه محصول، نفوذ در بازار و توسعه بازار است.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

اصل عدم‌قطعیت (Uncertainty Principle)

مفهومی برای بیان این نکته که همواره نمی‌توان نتایج اقدامات را به‌طور واقع‌بینانه، پیش‌بینی کرد؛ زیرا عوامل ناشناخته و غیرقابل‌پیش‌بینی زیادی مانند تغییر در ذائقه مصرف‌کنندگان، نوآوری‌های غیرمنتظره، نوسان‌های پولی، فعالیت‌های رقابتی و روندهای غیرقابل‌پیش‌بینی بر تحقق هدف‌های موردنظر اثر می‌گذارند.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

اشباع بازار (Market Glut - Market Saturation)

۱-نقطه‌ای در یک بازار که دیگر به دلیل رقابت، کاهش نیاز، از مد افتادن یا بعضی عوامل دیگر، تقاضای جدید برای محصولات یک شرکت ایجاد نمی‌شود.
۲-محاسبه میزان حجم فروش محصول نسبت به تعداد کل مشتریان بالقوه که به‌صورت درصد بیان می‌شود. فرمول: (تعداد کل مشتریان بالقوه ÷ حجم فروش محصول) ×۱۰۰
(منبع: www.businessdictionary.com)
بازاری که عرضه کالا در آن بیشتر از تقاضا برای آن کالاست و درواقع در حالت اشباع بازار اضافه عرضه وجود دارد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

استعداد (Talent)

استعداد به معنای توانایی طبیعی برای برتری داشتن در یک وظیفه یا عمل است. استعداد را توانایی خوب انجام دادن کاری می‌دانند مانند نواختن موسیقی یا بازیگری.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

اکثریت اولیه (Early Majority)

در نظریه نوآوری، گروه اکثریت جامعه (حدوداً 34 درصد جامعه) که پس از نوآوران و پذیرندگان اولیه اما قبل از اکثریت ثانویه و دیرپذیرها، ایده‌ها، فرآیندها، کالاها و خدمات جدید را امتحان می‌کنند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

اقتصاد رفتاری (Behavioral Economics)

نظریه‌ای که بیان می‌کند متغیرهای روانی و رفتاری مهمی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی مصرف‌کنندگان دخیل هستند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

افول نوآوری (Innovation Decline)

به معنی فاصله گرفتن از نوجویی و ابتکار و تن دادن به روزمرگی و تکرار مکررات است. شرکت‌هایی که به نوآوری توجه نمی‌کنند، سرنوشتی جز نابودی نخواهند داشت. شرکت‌هایی که از نظر مالی موفقیت داشته‌اند، اغلب به دنبال جذب شرکت‌های نوآورانه‌ی دیگر هستند تا بدین طریق رشد خود را تضمین کنند. تعدادی از شرکت‌ها نیز برای حفظ موقعیت خود پیوسته تولید محصولات یا خدمات جدید را دنبال می‌کنند.
(فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

امکان‌سنجی (Feasibility Study)

ارزیابی مکتوب از امکانات و مشکلات ایده پیشنهادی یک شرکت است. این امکان‌سنجی درک واقعیت‌های مالی و ظرفیت‌های تکنیکی مالک برای انجام وظایف کسب‌وکار را شامل می‌شود. مطالعه امکان‌سنجی باید قبل از تهیه طرح کسب‌وکار انجام گیرد. مطالعه امکان‌سنجی شامل ۴ بخش است:
امکان‌سنجی اقتصادی
امکان‌سنجی مالی
امکان‌سنجی فنی
امکان‌سنجی قانونی
(منبع: فرهنگ کارآفرینی)

الگوی خرید (Buying Pattern)

روشی که معمولاً مصرف‌کنندگان، کالا‌ها یا خدمات را خریداری می‌کنند (یا شرکت‌ها سفارش‌های خرید خود را انجام می‌دهند) ازنظر مقدار، تناوب خرید، زمان‌بندی و … .
(منبع: www.businessdictionary.com)

الگو گیری (Benchmarking)

 

 

سنجش کیفیت سیاست‌های سازمان، محصولات، برنامه‌ها، استراتژی‌ها و … و مقایسه آن‌ها با سنجش استاندارد یا سنجش‌های مشابه همتایان خود.
هدف از الگو گیری
(۱) تعیین آنچه باعث پیشرفت و بهبود خواهد شد
(۲) تجزیه‌وتحلیل این موضوع که سازمان‌های دیگر چگونه به سطح عملکرد بالا دست‌یافته‌اند
(۳) استفاده از این اطلاعات برای بهبود عملکرد است.
(منبع: www.businessdictionary.com)

الزامات مشتری (Customer Requirements)

ویژگی‌ها و مشخصات خاص یک کالا یا خدمت که توسط مشتری تعیین می‌شود.
(منبع: www.businessdictionary.com)

اگوباتور (Eggubator)

شکل یک نمونه جدید عملیاتی از مراکز رشد کسب‌وکار که مبنای فعالیت آن بر شراکت، اتحاد، شبکه‌های کاری و برنامه‌های نظارتی دائمی استوار است. این مدل جدیدترین نوع مراکز رشد کسب‌وکار است که نقاط قوت همه مدل‌های پیشین را دارا بوده و ضمن ارتقای آن‌ها اتحادها و مشارکت‌هایی مشخص با خارج و نیز با فارغ‌التحصیلان و شرکت‌های زایشی خود برقرار می‌کند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

اکثریت پیرو (late Majority)

در نظریه نوآوری، گروه اکثریت جامعه است (تقریباً 34 درصد جامعه)، که درست قبل از: دیر پذیران در تلاش برای خرید یا امتحان کردن یک محصول جدید هستند. اعضای این گروه نسبت به گروه‌های دیگر مسن‌تر بوده (جوان‌تر از گروه دیر پذیران)، دارای وضعیت اقتصادی کمتر از حد متوسط هستند و نوآوری را در حالت اجبار می‌پذیرند.
(منبع: www.businessdictionary.com).

 

 

انجمن تجاری (Business Forum)

بسیاری از صنایع دارای انجمن‌های تجاری هستند که به‌عنوان مؤسسات اطلاع‌رسانی تخصصی برای داده‌های صنعتی عمل می‌کنند و گاهی اوقات آمار مفصل صنعتی به چاپ می‌رسانند.

(منبع: کتاب استراتژی رقابتی مایکل پورتر)

انجمن (Forum)

رسانه عمومی (مانند یک ستون روزنامه) و یا جایی برای بحث‌هایی که هرکسی می‌تواند در آن شرکت کند. در زمان رومیان به معنای یک محل عمومی در مرکز بازار یا شهر که در آن بحث‌های قضایی، سیاسی و دیگر مسائل انجام می‌شد.
(منبع: www.businessdictionary.com)

انتظارات مشتری (Customer Expectations)

ارزش درک شده توسط مشتریانی که به دنبال خرید یک کالا یا خدمت هستند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

انگیزه خرید (Buying Motives)

ترکیب واقعیت‌ها و حالت عاطفی یک فرد که باعث ایجاد احساس نیاز به خرید یک محصول یا خدمت در او می‌شوند مانند عواملی که انتخاب نهایی فرد از یک محصول خاص را تحت تأثیر قرار می‌دهند. تیم بازاریابی یک کسب‌وکار به‌منظور افزایش فروش محصول خود معمولاً به‌صورت استراتژیک انگیزه‌های کلیدی خرید را در یک گروه مصرف‌کننده هدف بررسی می‌کند.

(منبع: www.businessdictionary.com)

 

اندازه بازار (Market Size)

تعداد افراد در یک بازار خاص که خریداران بالقوه یا فروشندگان یک محصول یا خدمت هستند. شرکت‌ها قبل از عرضه یک محصول یا خدمت جدید تمایل دارند اندازه بازاری که قصد ورود به آن را دارند به‌خوبی بشناسند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

انحلال (Winding-Up)

این واژه معمولاً برای شرکت‌ها به کار می‌رود و زمانی است که یک شرکت به انتهای چرخه‌ عمر خود رسیده و مطابق قانون تجارت لازم است با تعیین مدیر تصفیه سرمایه‌اش را بین سهامداران تقسیم می‌کند و بدهی‌های شرکت را با فروش دارایی‌های آن پرداخت نماید تا بدین ترتیب شرکت بتواند از نظر حقوقی منحل شده و از بین برود.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

 

 

ایده‌یابی - تولید ایده (Idea Generation)

جستجوی سیستماتیک ایده‌های جدید تولید کالا یا خدمات.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)
معنای بسیار نزدیکی به خلاقیت دارد. تولید ایده به‌منظور تهیه فهرستی از پیشنهادهای ممکن برای بهره‌برداری از فرصت‌های موجود است.
(منبع: فرهنگ کارآفرینی)

 

 

ایده کسب‌وکار (Business Idea)

مفهومی ذهنی که راه‌حلی برای حل یک مسئله یا مشکل یا پاسخ‌گویی به نیازهای گروهی مشخص از مردم و سازمان‌ها ارائه می‌دهد. ایده‌ی کسب‌وکار مبنای شکل‌دهی و طراحی به هر کسب‌وکار است. یک ایده‌ی خوب کسب‌وکار معمولاً منحصربه‌فرد است، روی یک کالا یا خدمت مشخص متمرکز است و می‌توان برای کسب درآمد آن را به سرمایه‌گذاران فروخت و یا بر اساس آن کسب‌وکاری ایجاد کرد.
(منبع: فرهنگ کارآفرینی)

اولویت‌بندی (Prioritization)

به‌عنوان یک اصل، اولویت‌بندی به معنی انجام «مهم‌ترین کار قبل از همه» است و به‌عنوان یک فرایند، به معنی ارزیابی گروهی از موارد و رتبه‌بندی آن‌ها به‌منظور بررسی میزان اهمیت و ضرورت انجام آن‌هاست.

(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

آزمایش - آزمون (Experiment - Test)

رویه‌ای که با تولید و جمع‌آوری شواهد مشخص از دنیای واقعی، فرضیه‌ای خاص را در مورد ارزش پیشنهادی، مدل کسب‌وکار، محصول یا سایر جنبه‌های یک کسب‌وکار قبول یا رد می‌کند.

(منبع: کتاب value proposition design)

 

آدرس مرجع وب‌سایت (URL)

آدرس اینترنتی یک وب سایت، فایل یا سند در فرمت کلی. هر کامپیوتری که به اینترنت متصل می‌شود URL منحصر به فرد خودش را دارد که بدون آن نمی تواندسایر کامپیوتر ها نمی‌توانند به آن دسترسی پیدا کنند. همچنین URL آدرس وب سایت هم نامیده می‌شود.
(منبع: www.businessdictionary.com)

اینفوگرافیک (infographic)

نمایش اطلاعات در یک قالب گرافیکی که به راحتی در یک نگاه قابل درک است. افراد از اینفوگرافیک‌ها استفاده می‌کنند تا به سرعت با یک پیام ارتباط برقرار ‌کنند، به سادگی مقادیر زیادی از داده‌ها را نمایش دهند، الگوهای داده‌ها و روابط را مشاهده کنند و بر تغییرات متغیرها در طول زمان نظارت داشته باشند. اینفوگرافیک ‌ها تقریباً در هر محیط عمومی پیدا می‌شوند مانند علائم راهنمایی و رانندگی، نقشه مترو، نت‌های موسیقی و نمودار آب‌وهوا که فقط چند نمونه ساده از آن‌ها هستند.
(منبع: www.whatis.techtarget.com)

 

 

 

بازار (Market)

سیستمی است که تجارت محصولات و خدمات در آن اتفاق می‌افتد و دارای سه ویژگی است که عبارت‌اند از: مشتریان محصولات مشابه را خریداری می‌کنند، مشتریان چرخه فروش و ارزش پیشنهادی مشابه دارند و تبلیغات دهان‌به‌دهان در میان مشتریان وجود دارد.
(منبع: کتاب Disciplined Entrepreneurship)
محل تعامل عرضه‌کنندگان و خریداران واقعی و بالقوه کالاها و خدمات است که معمولاً گروه‌هایی که در زیر از آن‌ها نامبرده می‌شود در آن تعامل می‌کنند:
– خریداران دائمی یا بالقوه یک کالای خاص
-گروهی از افراد یا مؤسسات واجد ویژگی‌های معین که به‌عنوان خریداران بالقوه یک کالا یا چیزی معین تلقی می‌شوند؛
– گروهی شناخته‌شده از مردم که مرتباً در مورد کالایی به معامله می‌پردازند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

آمیخته بازاریابی (Marketing Mix)

توضیح: روش‌هایی که برای قیمت‌گذاری، انتخاب کانال‌های توزیع، کیفیت محصول و ترویج کالا استفاده می‌شود. این چهار روش را چهارP نیز نامیده‌اند.
(منبع: فرهنگ کارآفرینی)

آگاهی از نام تجاری (Brand Awareness)

درجهٔ آگاهی و شناخت مصرف‌کنندگان در بازار از یک نام تجاری و یا ویژگی‌های خاص آن است.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

بازار بالقوه (Potential Market)

سیستمی است که تجارت محصولات و خدمات در آن اتفاق می‌افتد و دارای سه ویژگی است که عبارت‌اند از: مشتریان محصولات مشابه را خریداری می‌کنند، مشتریان چرخه فروش و ارزش پیشنهادی مشابه دارند و تبلیغات دهان‌به‌دهان در میان مشتریان وجود دارد.

(منبع: کتاب Disciplined Entrepreneurship)
محل تعامل عرضه‌کنندگان و خریداران واقعی و بالقوه کالاها و خدمات است که معمولاً گروه‌هایی که در زیر از آن‌ها نامبرده می‌شود در آن تعامل می‌کنند:
– خریداران دائمی یا بالقوه یک کالای خاص
-گروهی از افراد یا مؤسسات واجد ویژگی‌های معین که به‌عنوان خریداران بالقوه یک کالا یا چیزی معین تلقی می‌شوند؛
– گروهی شناخته‌شده از مردم که مرتباً در مورد کالایی به معامله می‌پردازند.

مجموع همه افراد، شرکت‌ها و سازمان‌ها در یک بازار خاص که تا حدی به یک محصول خاص علاقه دارند؛ اما هنوز دست به خریداری آن نزده‌اند و ممکن است در آینده خریدار آن محصول خاص باشند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

بازار آزاد (Free Market)

جایی که در آن خریداران و فروشندگان می‌توانند معاملات خود را بدون هرگونه دخالت طرف سوم انجام دهند (به‌جز نیروهای عرضه و تقاضا). بازار بورس به این حالت ایده‌ال نزدیک است.
(منبع: www.businessdictionary.com)

بازار انبوه (Mass Market)

بازار یکپارچه‌ای که محصولات آن محصولاتی با درخواست انبوه هستند مانند (آسپرین، آب‌پرتقال، نوشابه و …) و توسط خرده‌فروشان و مستقل از تولید‌کننده به همه مشتریان عرضه می‌شوند. این فروش گسترده از طریق رسانه‌های جمعی ترویج می‌شود.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

بازار سرمایه (Stock Market)

بازار سرمایه محل تلاقی سرمایه‌داران و کسب‌وکارهای نیازمند جذب سرمایه است. اگرچه در نظام اقتصادی کشور ما بار اصلی تأمین مالی کسب‌وکارها بر دوش بانک‌ها قرار دارد؛ اما در حقیقت تأمین مالی کسب‌وکارها (به‌ویژه کسب‌وکارهای بزرگ) باید از طریق بازار سرمایه صورت پذیرد. بازار سرمایه بازاری سازمان‌یافته برای معاملات انواع بورس‌ها است که محل، زمان، شرکت‌کنندگان و فعالیت‌های آن بر اساس مقررات به‌طور دقیق مشخص شده است. منقول و قابل جایگزین بودن اقلام مورد معامله و نیز تمرکز مکانی عرضه و تقاضای آن‌ها از مهم‌ترین ویژگی‌های این بازار شمرده می‌شوند. بورس کالاها، بورس ارز و بورس اوراق بهادار ازجمله نمونه‌های بازار بورس است. بورس اوراق بهادار در سطح کلان اقتصادی، از نظر سرازیر کردن پس‌اندازهای خرد و کلان به حوزه‌های سرمایه‌گذاری و یا به‌عبارت‌دیگر انطباق دادن پس‌انداز و سرمایه‌گذاری،‌نقش بسیار مهمی بازی می‌کند و این امکان را برای مدیران فراهم می‌آورد تا بتوانند از پس‌اندازهای مردم برای سرمایه‌گذاری در طرح‌های موردنظر خود به سهولت استفاده کنند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

بازار خط مقدم ساحلی - بازار آغازین (Beachhead Market)

نخستین بازاری است که در آن فروش می‌کنید.
(منبع: کتاب Disciplined Entrepreneurship)

بازار پس آیند (Follow-On Market)

بازاری است که پس از دستیابی به سهم قابل‌توجهی از بازار کنونی‌تان به آن وارد می‌شوید. دو حالت در بازارهای هم‌جوار وجود دارد: نخست اینکه محصولی که در بازار هم‌جوار خریداری می‌شود دقیقاً مشابه محصول عرضه‌شده در بازار خط مقدم ساحلی است، دوم اینکه محصولی اضافی است که متناسب با نیازهای کاربر نمای آن بازار عرضه می‌شود.
(منبع: کتاب Disciplined Entrepreneurship)

 

 

 

بازاریابی (Marketing)

فعالیتی است که موسسه، شرکت یا سازمان برای یافتن و حفظ بازار محصولات خود و حصول اطمینان از رسیدن محصولات شرکت به بازارهای مختلف انجام می‌دهد.
به‌عبارت‌دیگر، بازاریابی فرآیندی است که طی آن، تدبیر اولیه، قیمت‌گذاری، ترویج و توزیع ایده یا کالا یا خدمات، طرح‌ریزی‌شده و به اجرا درمی‌آید تا دستاورد آن، اهداف فردی و سازمانی را محقق سازد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

بازار هم‌جوار (Adjacent Market)

بازار جدیدی است که به‌راحتی می‌توانید از بازاری که در حال حاضر در آن فعالیت می‌کنید به آن وارد شوید. این بازار کاربر نمای مختص خود را دارد.
(منبع: کتاب Disciplined Entrepreneurship)

بازار هدف (Target Market)

گروهی از خریداران با نیازها یا خصوصیات مشترکی هستند که شرکت در پی پاسخ‌گویی به نیازهای آنان و ارائه خدمت به آن‌هاست.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

بازاریابی دهان‌به‌دهان (Word of Mouth Marketing)

بازاریابی دهان‌به‌دهان، توصیه شفاهی یا کتبی مشتریان فعلی به مشتریان بالقوه در مورد محصول، خدمات، کسب‌وکار یا رویدادی است که استفاده کرده‌اند و از آن راضی بوده‌اند. این نوع از بازاریابی جزء مؤثرترین شیوه‌هاست.
(منبع: www.businessdictionary.com)

بازاریابی ایمیلی (Email Marketing)

نوعی از بازاریابی که به‌طور مستقیم یک پیام تجاری را از طریق ایمیل برای گروهی از مردم ارسال می‌کنند.
به‌طورکلی، فرستادن هر ایمیل به یک مشتری بالقوه یا فعلی می‌تواند به‌عنوان بازاریابی ایمیلی در نظر گرفته شود.
این نوع از بازاریابی معمولاً شامل استفاده از ایمیل برای ارسال تبلیغات، درخواست کسب‌وکار، فروش و یا درخواست کمک‌های مالی است که به‌منظور ایجاد وفاداری، اعتماد و یا آگاهی از برند استفاده می‌شود.
(منبع: encyclopedia.thefreedictionary.com)

بازاریابی اجتماعی (Social Marketing)

طراحی، اجرا و کنترل برنامه‌هایی است که به‌قصد مقبولیت و پذیرش بیشتر یک ایده، انگیزه یا رویه اجتماعی در بین گروه هدف به اجرا درمی‌آیند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال

 

 

 

بازاریابی مستقیم (Direct Marketing)

نوعی بازاریابی از طریق رسانه‌های تبلیغاتی مختلف است که در آن به صورت مستقیم با مشتری ارتباط ایجاد می‌شود و تلاش می‌شود از این طریق محصول یا خدمت معرفی شود مانند روش‌های بازاریابی ایمیلی.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

بازاریابی محتوایی (Content Marketing)

نوعی از بازاریابی است که تلاش می‌کند به‌جای تبلیغات محصولات و خدمات در روش‌های سنتی برای جذب مشتریان، از توزیع محتوای اطلاعاتی که به‌طور بالقوه برای مخاطبان هدف مفید است، استفاده کند.
(منبع: www.dictionary.com)

بازاریابی رسانه‌های اجتماعی (SMM -Social Media Marketing)

روش‌هایی برای تبلیغات محصولات، خدمات یا برند‌ها با استفاده از رسانه‌های اجتماعی و از طریق جلب علاقه گروه‌هایی از افراد است که درباره‌ی این موضوعات بحث می‌کنند، پیشنهاد می‌دهند و … .
(منبع: http://dictionary.cambridge.org)
بازاریابی رسانه‌های اجتماعی (SMM) یک شکل از بازاریابی اینترنتی است که از وب‌سایت‌های شبکه‌‌سازی اجتماعی به‌عنوان یک ابزار بازاریابی استفاده می‌کند. هدف از بازاریابی رسانه‌های اجتماعی تولید محتوایی است که کاربران آن را در شبکه‌های اجتماعی خود به اشتراک خواهند گذاشت و به دیده شدن یک برند و گسترش دسترسی مشتریان به آن کمک خواهد کرد.
یکی از مؤلفه‌های کلیدی SMM، بهینه‌سازی رسانه‌های اجتماعی (SMO) است که مانند بهینه‌سازی موتور‌های جستجو، یک استراتژی برای جلب بازدیدکننده‌های جدید و منحصربه‌فرد برای یک وب‌سایت است. بهینه‌سازی رسانه‌های اجتماعی می‌تواند به دو صورت اضافه کردن لینک به محتوا یا با به‌روزرسانی در سایت‌های اجتماعی یا پست‌های وبلاگ انجام شود.
SMM کمک می‌کند شرکت بتواند بازخورد مستقیم از مشتریان (و مشتریان بالقوه) دریافت کند و ارتباط انسانی بهتری با آن‌ها برقرار نماید. امکان تعامل در رسانه‌های اجتماعی به مشتریان این فرصت را خواهد داد که سؤال بپرسند، انتقادات و پیشنهاد‌های خود را مطرح نمایند و احساس کنند شنیده می‌شوند. این جنبه از SMM، مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) نام دارد.
(منبع: http://whatis.techtarget.com)

 

 

 

بازاریابی وابسته (Affiliate Marketing)

در تجارت الکترونیک به معنی دستیابی به نفوذ بیشتر، در بازار از طریق وب‌سایت‌هایی است که گروه‌های خاصی از کاربران اینترنت را هدف قرار می‌دهند. به‌عنوان‌مثال، Amazon.com که کتاب، دارو، اسباب‌بازی و بسیاری موارد دیگر را به فروش می‌رساند هزاران وب‌سایت خاص علاقه‌مند و وابسته به خودش دارد که بازدیدکنندگان می‌توانند ازآنجا به محصولات ارائه‌شده توسط آمازون دسترسی داشته باشند. کل معاملات فروشی که در وب‌سایت آمازون صورت می‌گیرد مجهز به فرآیند کامل حواله پرداخت آنلاین است. آمازون یک درصد از قیمت اقلام فروخته‌شده را به‌عنوان کمیسیون به وب‌سایت‌های وابسته که فروش از آن‌ها سرچشمه گرفته می‌پردازد.
(منبع: www.businessdictionary.com)

بازاریابی نوآورانه (Innovative Marketing)

به معنی بازاریابی فارغ از قالب‌ها و روش‌های سنتی و معمول است که قاعدتاً از طریق ابتکار فنون غیرعادی و ناآشنا صورت می‌پذیرد.
(فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

بازاریابی موتور جستجو (Search Engine Marketing)

روش بازاریابی اینترنتی است که روی خرید تبلیغاتی تمرکز می‌کند که در صفحات نتایج موتورهای جستجو مانند گوگل ظاهر می‌شوند. بسیاری از موتورهای جستجو روش‌هایی برای خرید تبلیغات به افراد یا کسب‌وکارها ارائه می‌دهند که در صفحات نتایج جستجو معمولاً در بالا یا سمت راست محتوا ظاهر می‌شوند. معمولاً هرچه هزینه بالاتری برای یک تبلیغات پرداخت در نظر گرفته شود، در صفحات نتایج جستجو بالاتر ظاهر خواهد شد و این موضوع به این بستگی دارد که چه مقدار رقابت در آن صفحه وجود دارد. بسته به قرارداد، ممکن است هزینه برای طول معینی از زمان پرداخت شود یا این‌که برای هر کلیکی که آن‌ها برای تبلیغ خود دریافت می‌کنند هزینه پرداخت شود.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

بازگشت سرمایه (Return of Investment)

معیاری برای اندازه‌گیری ارزیابی قابلیت بالقوه‌ی یک ایده، محصول، بازار یا کسب‌وکار در حصول به مجموعه‌ای از اهداف مفید و درعین‌حال به‌اندازه‌ی کافی سودآور است.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال

بازده ناشی از ‌مقیاس (Economies of Scale)

در تولید، با افزایش حجم تولید، هزینه‌های ثابت به تعداد محصول بیشتری سرشکن می‌شود و سهم هر محصول در هزینه‌های ثابت کاهش می‌یابد. درنتیجه در حجم‌های بالاتر تولید، قیمت تمام‌شده‌ی محصول پایین‌تر خواهد بود؛ بنابراین با افزایش حجم تولید، احتمال اقتصادی بودن آن نیز افزایش می‌یابد. در مورد سرمایه‌گذاری روی بسیاری از پروژه‌ها، بازده ناشی از مقیاس مهم‌ترین توجیه سرمایه‌گذاری است. نکته‌ی مهم این است که بازده به مقیاس تنها در مورد تولید محصولات فیزیکی معنادار نیست و می‌تواند بر اساس تعداد واحد به فروش رفته‌ی یک محصول غیرملموس (مثلاً: یک اپلیکیشن موبایل) یا تعداد واحد مشتریان یک خدمت نیز تعریف شود.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

بازاریابی ویروسی (Viral Marketing)

در اینترنت، بازاریابی ویروسی هر روش بازاریابی است که باعث می‌شود وب‌سایت‌ها یا کاربران یک پیام بازاریابی را به سایت‌ها یا کاربران دیگر منتقل کنند که رشد تصاعدی بالقوه‌ای را در دید‌ه شدن پیام و اثر آن ایجاد خواهد کرد. در بازاریابی ویروسی فرض بر این است که با شروع استفاده هر کاربر جدید از خدمت یا محصول، پیام تبلیغاتی به هرکسی که کاربر با او در تعامل است منتقل خواهد شد.
یک نمونه از بازاریابی ویروسی موفق مربوط به شرکت Hotmail است که خدمات و پیام‌های تبلیغاتی خود را در یادداشت‌های پایین ایمیل هر کاربر ترویج داده است.
(منبع۱: searchsalesforce.techtarget.com)
(منبع۲: www.investopedia.com)

 

 

 

برنامه‌ریزی (Planning)

کی از وظایف اصلی مدیریت و عبارت است از تجسم و طراحي وضعيت مطلوب در آينده و يافتن و ساختن راه‌ها و وسايلي كه رسيدن به آن را با ایجاد توازن بهینه میان خواست‌ها با منابع در دسترس فراهم کند. فرآیند برنامه‌ریزی شامل
۱. شناسایی اهداف
۲. اتخاذ راهبردهای دستیابی به آن‌ها
۳. تأمین وسایل موردنیاز
۴. اجرا و هدایت است.
(منبع: فرهنگ کارآفرینی)

برنامه وفاداری (Loyalty Program)

برنامه وفاداری، یک برنامه پاداش ارائه شده توسط یک شرکت به مشتریانی است که اغلب به‌صورت مستمر از کسب‌وکار خرید می‌کنند. برنامه وفاداری ممکن است به یک مشتری امکان دسترسی پیشرفته به محصولات جدید، کوپن خرید یا کالا به‌صورت رایگان بدهد.
(منبع: www.investopedia.com)

بازی‌کاری - بازی‌گونگی - بازی‌نمایی - بازی‌وارسازی - گیمیفیکیشن (‌Gamification)

گیمیفیکیشن، استفاده از مکانیسم‌های بازی برای ایجاد انگیزه در افراد برای تعامل در زمینه‌های غیر بازی است. اهرم اساسی گیمیفیکیشن گرایش طبیعی افراد برای رقابت، موفقیت، همکاری و شرکت در امور خیریه است. ابزار‌های مورداستفاده در طراحی بازی عبارت‌اند از: پاداش به کاربران برای موفقیت، بالا رفتن سطح در بازی، کسب‌ مدال‌های پیروزی مانند مدال‌های جهان واقعی به ایجاد انگیزه در افراد برای رسیدن به اهدافشان کمک می‌کند و عملکرد آن‌ها را افزایش می‌دهد. معیارهای مهم برای اندازه‌گیری موفقیت گیمیفیکیشن عبارت‌اند از: سطح تعامل، تأثیر، وفاداری به برند، زمان صرف شده در فعالیت و توانایی ویروسی شدن بازی.
(منبع: www.investopedia.com)

 

 

 

بسط علامت تجاری موجود (Brand Extension)

استفاده از یک نام تجاری برای کالای جدید یا اصلاح‌شده‌ای که تحت نام تجاری موفق کنونی به بازار عرضه می‌شود.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

برندسازی (Branding)

فرآیند تصویرسازی و ایجاد یک نام منحصربه‌فرد برای یک محصول در ذهن مصرف‌کنندگان است که به‌طور عمده با کمک کمپین‌های تبلیغاتی با یک تم جذاب انجام می‌شود.
هدف از برندسازی ایجاد یک حضور قابل‌توجه و متفاوت در بازار است که مشتریان وفادار را جذب کرده و حفظ کند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

برند - علامت تجاری (Brand)

یک نام، اصطلاح،‌ نشان، طرح یا ترکیبی از این‌هاست که به‌قصد متمایز کردن کالا یا خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان از رقبا مورداستفاده قرار می‌گیرد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

بوم ارزش پیشنهادی (Value Proposition Canvas)

ابزار استراتژیک طراحی، آزمون، ایجاد و مدیریت محصولات و خدمات. این ابزار کاملاً‌ قابل یکپارچه‌سازی با بوم مدل کسب‌وکار است.
(منبع: کتاب value proposition design)

بودجه (Budget)

برنامه مالی که هزینه‌ها و درآمدهای مورد انتظار برای یک دوره را مشخص و بر اساس آن پیش‌بینی درآمد و سایر منابع تأمین اعتبار و برآورد هزینه برنامه‌ها و عملیات در یک دوره زمانی خاص، مانند یک سال انجام می‌شود.

(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

بلاگ (اختصار کلمه وبلاگ) (Blog)

وب‌سایتی که حاوی تجارب، مشاهدات، نظرات یک نویسنده یا گروهی از نویسندگان بوده و اغلب دارای تصاویر و لینک به وب‌سایت‌های دیگر است. وبلاگ می‌تواند بخشی از وب‌سایت یک شرکت باشد تا به اطلاع‌رسانی اخبار، نظریات مدیریتی و کارشناسی و سایر مباحث موردنظر شرکت با لحنی صمیمانه‌تر و غیررسمی‌تر نسبت به اخبار رسمی بپردازد.
(منبع: www.dictionary.com)
(منبع: www.merriam-webster.com)

وب‌سایتی معمولی که یک فرد ایجاد می‌کند تا یک سری مطالب منظم مانند یادداشت، توضیح وقایع یا موارد دیگر مثل نمودارها و فیلم را در آن قرار دهد. مطالب آن معمولاً ازنظر زمانی به‌صورت معکوس (از آخرین مطلب به اولین مطلب) نمایش داده می‌شود.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

 

 

 

 

بیش‌فروشی (Upselling)

یک استراتژی فروش که در آن فروشنده فرصتی برای خرید محصولات یا خدمات مرتبط مهیا می‌کند که اغلب تنها با هدف فروش بیشتر صورت می‌گیرد.
یک مثال معروف از بیش‌فروشی زمانی اتفاق می‌افتد که یک مشتری فست‌فود، همبرگر سفارش می‌دهد و صندوقدار از او بپرسد: «آیا شما سیب‌زمینی سرخ‌کرده هم می‌خواهید یا خیر؟» این تلاشی در جهت فروش بیشتر به مشتری است.
(منبع: www.businessdictionary.com)

بهینه‌سازی موتور جستجو (Search Engine Optimization)

بهینه‌سازی موتور جستجو به روند بهبود ترافیک وب‌سایت با افزایش قابلیت دیده شدن سایت در نتایج موتورهای جستجو گفته می‌شود. وب‌سایت‌ها بهینه‌سازی موتور جستجو را با بهبود محتوا، اطمینان از نمایش صحیح صفحات و ارائه محتوای منحصربه‌فرد انجام می‌دهند. اجرای فرآیند بهینه‌سازی موتور جستجو معمولاً به کسب ترافیک بیشتری منجر خواهد شد چراکه سایت در نتایج جستجو برای اطلاعاتی که مربوط به آن هستند در رتبه بالاتری ظاهر خواهد شد.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

بوم مدل کسب‌وکار (Business Model Canvas)

ابزاری استراتژیک برای طراحی، آزمون، ایجاد و مدیریت مدل‌های کسب‌وکار (سودآور و قابل توسعه)

(منبع: کتاب value proposition design)

 

 

 

 

پتانسیل بازار (Market Potential)

یک استراتژی فروش که در آن فروشنده فرصتی برای خرید محصولات یا خدمات مرتبط مهیا می‌کند که اغلب تنها با هدف فروش بیشتر صورت می‌گیرد.

برآورد حداکثر درآمد کل فروش تمام عرضه‌کننده‌های یک محصول در یک بازار در طول یک دوره خاص.
(منبع: www.businessdictionary.com)

پایش رسانه اجتماعی (Social Media Monitoring)

پایش رسانه‌ اجتماعی، فرآیند استفاده از کانال‌های رسانه برای پی‌گیری، جمع‌آوری و استخراج اطلاعات و داده‌ها از افراد، گروه‌ها، شرکت‌ها یا سازمان‌های مشخص به‌منظور ارزیابی اعتبار آن‌ها و تشخیص این است که آن‌ها در فضای اینترنت چگونه تلقی می‌شوند.
(منبع: www.techopedia.com)

 

بینش‌های مشتری (Customer Insight)

 

 

 

 

 

ایده‌های کوچک و بزرگ برآمده از کشف ادراک احساس و منطق مشتریانتان نسبت به کسب‌وکار، برند و محصول شما که در طراحی ارزش‌های پیشنهادی و مدل‌های کسب‌وکار بهتر به شما یاری می‌رساند.

(منبع: کتاب value proposition design)

پست بلاگ (Blog Post)

قسمتی از یک نوشته یا دیگر محتوای منتشرشده در یک وبلاگ است.
(منبع: en.oxforddictionaries.com)

پست وبلاگ یک قطعه از نوشته‌ای است که بخشی از یک وبلاگ را به‌طور منظم تشکیل می‌دهد.
(منبع: www.collinsdictionary.com)

پروفایل مشتری (Customer Profile)

یک ابزار کسب‌وکار که تشکیل‌دهنده‌ی سمت راست تابلوی طراحی ارزش پیشنهادی است. این ابزار کارها، دردسرها و منفعت‌های یک بخش مشتری (‌یا ذی‌نفع) خاص را که قصد خلق ارزش برای آن را دارید به تصویر می‌کشد.
(منبع: کتاب value proposition design)

 

پذیرندگان آغازین (Early Adopters)

 

 

 

در نظریه نوآوری، گروه اقلیت جامعه (تقریباً ۱۴ درصد جامعه) که مایل به استفاده از ایده‌ها، کالاها، خدمات و فرآیندهای جدید هستند. پذیرندگان اولیه معمولاً دارای بینش و تحصیلات متوسط به بالا هستند. شرط موفقیت هر محصول جدید، جذب نوآوران و پذیرندگان اولیه است. رفته‌رفته می‌توان محصول را به سمت بازار اکثریت (افراد بی‌اعتنا و بی‌تفاوت) هدایت کرد.

(منبع: www.businessdictionary.com)

تابلوی پیشرفت (Progress Board)

ابزاری استراتژیک برای مدیریت و نظارت بر فرآیند طراحی مدل کسب‌وکار و ارزش پیشنهادی است و از آن در ارزیابی پیشرفت به‌سوی ارزش پیشنهادی و مدل کسب‌وکار موفق استفاده می‌شود.
(منبع: کتاب value proposition design)

پویایی تیم (Team Dynamics)

روابط رفتاری بین اعضای یک گروه که وظایف مرتبط به هم را در یک شرکت انجام می‌دهند. پویایی‌ها توسط نقش‌ها و مسئولیت‌ها تحت تأثیر قرار می‌گیرند و تأثیر مستقیمی روی بهره‌وری دارند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

پنجره فرصت (Window of Opportunity)

بازه زمانی کوتاهی است که در طی آن فرصت باید درک شود وگرنه از دست می‌رود.

(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

 

تأمین مالی از طریق وام (Debt Financing)

فراهم کردن پول یا سرمایه از طریق دریافت وام که ممکن است از سوی شرکت‌ها انجام پذیرد؛ یعنی آن‌ها برای تأمین نیازهای مالی بلندمدت فعالیت‌های مالی خود، متوسل به قرض گرفتن شوند. ولی گاهی دولت‌ها هم در دورهٔ کسادی با انتشار اوراق قرضه کوتاه‌مدت و بلندمدت به این وسیله متوسل می‌شوند و آن را بر سیستم کسر بودجه، ترجیح می‌دهند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

تأمین مالی (Financing)

تدارک و تهیهٔ سرمایه و نیازهای مالی بنگاه از منابع مختلف را تأمین مالی گویند.
فعالیت‌های مربوط به فراهم کردن پول برای انجام یک پروژه را تأمین مالی گویند. به‌عنوان‌مثال تأمین مالی برای یک پروژه ممکن است از طریق وام گرفتن از دو بانک باشد.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

تأثیرگذاران (Influencers)

افرادی که به دلیل نفوذ، دانش، موقعیت یا رابطه، قدرت تحت تأثیر قرار دادن تصمیمات خرید دیگران را دارند. در خریدهای شخصی مصرف‌کنندگان نهایی، اعضای گروه همسالان یا گروه مرجع و در خرید سازمانی، کارمندان داخلی (مهندسان، مدیران، خریداران) یا مشاوران خارجی به‌عنوان تأثیرگذاران عمل می‌کنند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

 

تأیید اجتماعی (Social Proof)

تأیید اجتماعی درواقع نفوذ اطرافیان یک فرد در تصمیم‌گیری‌ها و نحوهٔ انجام کار او است و در همهٔ انتخاب‌های یک فرد اثرگذار است، از بزرگ‌ترین تصمیم‌ها مانند انتخاب محل زندگی گرفته تا کوچک‌ترین تصمیم‌ها مانند انتخاب ناهار یک روز.
(منبع: دوره هک رشد)

 

تأمین‌کننده مالی (Financier)

به شخصی گفته می‌شود که به‌منظور تأمین مالی یک طرح یا انجام یک معامله تجاری، پول خود را به کار می‌اندازد و یا ترتیباتی اتخاذ می‌کند که پول موردنیاز این معامله از یک بانک تجاری و یا یک مؤسسه مالی، تأمین شود.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

تأمین مالی اولیه (Seed Financing)

حقوق صاحبان سهام یا سرمایه از طریق وامی که در مرحله شروع یک کسب‌وکار به‌کاررفته است.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

 

تجارت الکترونیک (eCommerce)

معادل: E-Commerce
تجارت الکترونیکی (بازاریابی، ارتقا، خریدوفروش محصولات و خدمات و …) موج جدیدی در تجارت است که با استفاده از اینترنت و به‌صورت آنلاین(online) انجام می‌گیرد و مزایای آن شامل: توانایی شرکت‌های کوچک برای رقابت با شرکت‌های بزرگ‌تر، ایجاد امکانات و فرصت برای افراد مختلف برای راه‌اندازی شرکت، سهولت انجام تراکنش‌های تجاری (به ساعت کاری مشخصی محدود نمی‌شود)، مقرون‌به‌صرفه بودن (نسبت به هزینه کاغذ، چاپ و…) و درآمد بیشتر برای شرکت‌های کوچک‌تر است.
اما معایب این تجارت عبارت است از: امکان قربانی شدن در فعالیت‌های کلاه‌برداری، نیاز داشتن به هزینه اولیه برای راه‌اندازی سایت و نگهداری آن، داشتن کارمندان مجرب درزمینهٔ تجارت الکترونیکی، حصول اطمینان از امنیت وب‌سایت و غیره.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

تبلیغات آنلاین - تبلیغات اینترنتی (Online Advertising - Internet Advertising)

تبلیغات آنلاین یا اینترنتی استفاده از اینترنت برای رساندن پیام‌های تبلیغاتی به مصرف‌کنندگان است. این نوع از تبلیغات شامل بازاریابی ایمیلی، بازاریابی موتورهای جستجو، بازاریابی رسانه‌های اجتماعی، بسیاری از انواع تبلیغات نمایشی (ازجمله تبلیغات بنر وب‌سایت‌ها) و تبلیغات موبایلی است.
(منبع: encyclopedia.thefreedictionary.com)

 

تبلیغ (Advertisement)

ارائه یا انتشار اطلاعات یا دیدگاه‌ها دربارهٔ کالاها، خدمات یا سازمان و غیره، با این هدف که نظر خریداران را به آن‌ها جلب کند و یا تصویری ذهنی یا پرستیژی از آن در میان مردم به وجود آورد. در تبلیغات می‌توان از رسانه‌های گروهی مانند مجله، روزنامه، رادیو، تلویزیون و همچنین وسایل دیگری مانند پست و پوستر استفاده کرد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

 

تجزیه‌وتحلیل وب (web analytics)

تجزیه‌وتحلیل وب، فرآیند تحلیل رفتار بازدیدکنندگان یک وب‌سایت است. استفاده از تجزیه‌وتحلیل وب‌سایت، کسب‌و‌کار‌ها را قادر می‌سازد بازدیدکنندگان بیشتری جذب کنند و آن‌ها را حفظ نمایند. همچنین آن‌ها می‌توانند مشتریان جدیدی برای محصولات یا خدمات خود جذب کنند یا حجم خرید هر مشتری را افزایش دهند.
(منبع: http://searchcrm.techtarget.com)

تجربه کاربری (User Experience - UX)

تجربه کاربری نتیجه تعامل کاربر با محصول و شامل عواملی است که به درک کلی کاربر از عملکرد محصول کمک می‌کنند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

تجربه (Experience)

عبارت است از انباشت معلومات، مهارت‌ها و رشد فکری که از طریق کار در مشاغل مرتبط یا مشابه حاصل می‌شود. تجربه یکی از عوامل شغلی است که مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و در ارزیابی آن به مدت و نوع تجربه نیز توجه می‌شود.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

 

تحقیقات ثانویه بازار (Secondary Market Research)

اطلاعاتی است که از گزارش‌های تحقیقات بازار و منابع غیرمستقیم نظیر اینترنت یا گزارش‌های تحلیلی گردآوری می‌شود.
(منبع: کتاب Disciplined Entrepreneurship)

تحقیقات بازار (Market Research)

پژوهش بازار، یکی از ابزارهای مدیریت است که کلیه فعالیت‌های نظام‌یافته برای گردآوری داده‌ها، ثبت، محاسبات و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در مورد وسایل مربوط به تولید، توزیع و فروش کالاها و خدمات را در یک دوره زمانی خاص در برمی‌گیرد. تحقیق بازار، موارد گوناگون ازجمله: تحقیق در اندازه بالقوه بازار، حجم بالقوه فروش، انتخاب مصرف‌کنندگان مستعد، قیمت مناسب برای عرضه کالا و حتی انتخاب رسانه تبلیغاتی را در برمی‌گیرد.
تحقیق در بازار شامل بازارهای صنعتی و بازارهای مصرفی است که بازارهای صنعتی، مختص فرآورده‌های صنعتی و روابط بین صنایع و بازارهای مصرفی شامل کالاهای مصرفی و به‌طور دقیق‌تر، کالاهای مورد تقاضای عام (افراد معمولی) است.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

تحقیقات اولیه بازار (Primary Market Research)

اطلاعات به‌دست‌آمده از گفت‌وگو، تعامل و مشاهده‌ی مستقیم مشتریان و مشتریان بالقوه را تحقیقات اولیه بازار گویند.
(منبع: کتاب Disciplined Entrepreneurship)

 

 

 

 

تحلیل فرصت (Opportunity Analysis)

مطالعه و بررسی دقیق یک فرصت برای مشخص کردن میزان عملی بودن آن. این تحلیل شامل بررسی امکان عملی شدن ازلحاظ بازاریابی، فنی و مالی است.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

تحلیل سوآت (SWOT)

حروف اختصاری چهار واژه انگلیسی نقاط قوت (Strengths)،‌ نقاط ضعف (Weaknesses)،‌ فرصت‌ها (Opportunities) و تهدیدات (Threats) است… در خلال برنامه‌ریزی استراتژیک، ‌شرکت نیاز دارد تا بتواند با تکیه‌بر نقاط قوت خود برای استفاده از فرصت‌های موجود در بازار برنامه‌ریزی کند. درعین‌حال مواجهه‌ی بخش‌های دارای ضعف شرکت با تهدیدهای موجود در بازار به‌منزله‌ی ریسکی بزرگ برای شرکت خواهد بود و باید برای آن چاره‌ای اندیشیده شود. به همین دلیل است که شرکت نیاز دارد تا از نقاط قوت و ضعف (داخلی) خود و نیز فرصت‌ها و تهدیدات محیطی (خارجی) آگاه شود. نقاط قوت می‌توانند مواردی چون: سیستم توزیع خوب و گردش وجوه کافی باشند. نقاط ضعف هم ممکن است مواردی چون: ضعف کیفی محصولات یا خدمات باشند. درعین‌حال فرصت‌ها می‌توانند شامل تقاضای بالای مصرف‌کنندگان برای محصولی خاص یا ضربه‌پذیر بودن رقبا در بازار رقابتی باشند؛ درحالی‌که تهدیدات می‌توان مواردی چون تغییرات در قوانین دولتی یا ورود رقبای جدید به بازار به شمار آورد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

تحلیل بازار (Market Analysis)

تجزیه‌وتحلیل خصوصیات و مشخصات بازار یک محصول. به‌عنوان‌مثال: مقدار تقاضا، کنش تقاضا و … در مورد یک محصول جزء تحلیل بازار است.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

 

تخصص (Expertise)

تخصص، دانش یا مهارت عمیقی است که به مدد مطالعه، آموزش یا تجربه به‌دست‌آمده است. تخصص اساس اعتبار فردی است که با توجه به مطالعه، آموزش یا تجربه‌اش، در حوزه یا موضوعی خاص آگاهی دارد. تخصص را مهارت یا دانش در حوزه خاصی تعریف می‌کنند. هم‌چنین، مهارت یا دانش تخصصی در یک زمینه خاص را تخصص می‌نامند. فرد متخصص فردی است که بدون توجه به شرایط محیطی در حوزه‌ی تخصصی خود تا حد امکان به‌صورت مداوم فعالیت‌ها را در سطح کیفی ثابتی انجام می‌دهد.
(منبع: www.businessdictionary.com و www.thefreedictionary.com و www.oxforddictionaries.com)

تحمل ابهام (Ambiguity Tolerance)

به معنی قدرت مقابله با ابهامات و ناپایداری‌های دنیای کسب‌وکار است. تغییرات پیوسته‌ای که باعث ابهام و تنش در یک فعالیت اقتصادی می‌شود، کارآفرینان را با نوعی عدم قطعیت روبرو می‌سازد که اجتناب‌ناپذیرند: فقدان سازمان‌دهی، ساختار و نظم، شیوه‌ای از زندگی است. چالش با بی‌ثباتی و هیجان ناشی از ابهام‌ها که امنیت شغلی را برای کارآفرینان اغلب بی‌معنا می‌کند، مایه رشد آنان را نیز فراهم می‌کند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

تحلیل مصرف‌کننده (Consumer Analysis)

گام‌های اولیه در تحقیقات بازاریابی، شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات مربوط به نیازهای بازار هدف، پروفایل‌ها و رفتارهای مصرف‌کننده برای انجام تقسیم‌بندی بازار است.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

 

ترازنامه (Balanc Sheet)

صورت‌حسابی است که وضع مالی یک بنگاه را در یک زمان معین نشان می‌دهد. منظور از وضع مالی بنگاه، ترکیب وضعیت دارایی‌ها، بدهی‌ها و سرمایه بنگاه است. درحالی‌که دارایی‌های هر بنگاه، مجموع اموال و حقوق متعلق به آن را نشان می‌دهد، بدهی‌ها حقوق اشخاص ثالث و سرمایه‌ی حقوق صاحبان بنگاه را نسبت به این دارایی‌ها بیان می‌کند. دارایی‌ها، ‌بدهی‌ها و سرمایه‌ی هر بنگاه اقتصادی، یا به‌عبارت‌دیگر هر شخصیت حسابداری، ‌بر اساس این رابطه که به آن معادله‌ی اصلی حسابداری می‌گویند، ‌بیان می‌شود: دارایی = بدهی+ سرمایه

در سمت راست ترازنامه به ترتیب دارایی‌های جاری، دارایی‌های ثابت، دارایی‌های نامشهود و سایر دارایی‌ها و در سمت چپ به ترتیب بدهی‌های کوتاه‌مدت (بدهی‌های جاری)، بدهی‌های میان‌مدت، بدهی‌های بلندمدت و سپس حقوق صاحبان سرمایه ثبت می‌شود.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

تخصیص منابع (Resource Allocation)

تخصیص و توزیع بخشی از منابع به فعالیت‌ها و بین انجام دهندگان این فعالیت‌ها را تخصیص منابع گویند.

(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

تخصیص بودجه (Budget Allocation)

مقادیر هزینه‌ها و درآمدهای یک دوره مالی یا حساب‌داری که در بودجه در نظر گرفته‌شده و یا تقسیم بودجه به فعالیت‌های مختلف را تخصیص بودجه گویند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

 

تست بتا (Beta Test)

تست خارجی نمونه اولیه یک محصول (معمولاً یک نرم‌افزار) قبل از تجاری‌سازی تست بتا نامیده می‌شود. در مرحله تست بتا، محصول فعلی از سطح اول و تست آلفا گذشته است و نقص‌های آشکار از آن حذف‌شده‌اند، اما هنوز ممکن است مشکلات جزئی وجود داشته باشد که شناسایی آن‌ها به مشارکت کاربران نیاز دارد. به همین دلیل محصول برای تست تحت شرایط عادی در اختیار مشتریان انتخاب‌شده قرار می‌گیرد.
(منبع: www.businessdictionary.com)

تست آلفا (Alpha Test)

تست داخلی یک مدل یا نسخه پیش‌تولید برای تعیین یا پیش‌بینی معایب یا مشکلات طراحی، تست آلفا نامیده می‌شود.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

ترویج (Promotion)

مقادیر هزینه‌ها و درآمدهای یک دوره مالی یا حساب‌داری که در بودجه در نظر گرفته‌شده و یا تقسیم بودجه به فعالیت‌های مختلف را تخصیص بودجه گویند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

 

ارتقای یک محصول، ایده، یا دیدگاه از طریق تبلیغات عمومی یا آگهی.
(منبع: www.businessdictionary.com)

تصمیم‌گیری (Decision Making)

فرآیند انتخاب یک گزینه منطقی از بین گزینه‌های موجود را تصمیم‌گیری گویند.
(منبع: www.businessdictionary.com)
روش‌ها و راهبردهایی به‌منظور ارزیابی موقعیت‌ها و امکانات و گزینش راه‌های عملی که به‌احتمال‌زیاد اهداف یا نتایج مطلوب را تحقق می‌بخشد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)
اقدام به تصمیم‌گیری عقلایی، به‌طورمعمول باید شامل این مراحل باشد: تشخیص مشکل اصلی، شناخت راه‌های ممکن برای حل مشکل، گزینش معیار سنجش، برآورد نتیجه اصلی حاصل از هریک از راه‌حل‌ها و انتخاب بهترین راه‌حل.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

تصمیم‌گیرنده (Decider)

کسی است که سرانجام درباره خرید یا اجزای آن، اینکه آیا خرید انجام شود یا نه، چه چیزی خریده شود، چطور خریده شود و یا از کجا خریده شود، تصمیم می‌گیرد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

تسهیم درآمد (Revenue share)

مقادیر هزینه‌ها و درآمدهای یک دوره مالی یا حساب‌داری که در بودجه در نظر گرفته‌شده و یا تقسیم بودجه به فعالیت‌های مختلف را تخصیص بودجه گویند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

 

نوعی جریان درآمدی در مدل کسب‌وکار است که به اشتراک سود و زیان با شرکای تجاری می‌پردازد. تسهیم درآمد زمانی استفاده می‌شود که هر دو طرف از یک پیشنهاد سود ببرند، به‌طور مثال این مدل در بازاریابی وابسته مورداستفاده قرار می‌گیرد یا مالکان کسب‌وکارهای کوچک درصدی از درآمد خود را به شرکا و همکارانی می‌دهند که توانسته‌اند مشتریان جدیدی را برای کسب‌وکارشان پیدا کنند. در کسب‌وکارهای آنلاین و مدل‌های درآمدی، تسهیم درآمد به ازای هر کلیکی که منجر به ورود کاربران جدید ‌شود، صورت می‌گیرد.
(منبع: www.investopedia.com)

تعارض (Conflict)

تعارض نوعی مقاومت یا خصومت است که حاصل تفاوت‌ها یا ناهماهنگی‌های واقعی یا درک شده است.
(منبع: www.businessdictionary.com)

تصویر ذهنی از نام تجاری (Brand Image)

مجموعه باورهایی است که مصرف‌کنندگان درباره یک مارک تجاری خاص دارند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

تعامل کاربر (User Engagement)

تعامل کاربر، ارزیابی پاسخ فرد به چند نوع بسته پیشنهادی مانند یک محصول، خدمت یا وب‌سایت است. میزان تعامل فردی کاربر ممکن است مستقیماً از طریق ارتباط متقابل یا مشاهده رفتار کاربر ارزیابی شود. برای مثال ممکن است کاربر وب‌سایت در میان دیگر امکانات آن روی لینک‌ها، نظرات، گزینه‌ دانلود و مشاهده فیلم کلیک کند.
(منبع: http://whatis.techtarget.com)

 

 

 

 

تقسیم بازار (Market Segmentation)

تقسیم بازار به بخش‌های متعدد برحسب عوامل مختلف مانند عوامل جغرافیایی، قیمت، نحوه تحویل کالا، ویژگی‌های مشتری و غیره. تقسیم بازار، به‌منظور تحمیل شرایط به خریدار یا فروشنده است.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

تقاضای بازار (Market Demand)

کل حجمی که گروه مشتری مشخص یا تعریف شده در یک حوزهٔ جغرافیایی مشخص، در دوره زمانی مشخص در یک محیط بازاریابی تعریف‌شده خریداری نماید. تقاضای بازار میزان ثابتی نیست و تابعی از شرایط اعلام شده است. بدین دلیل می‌توان آن را «تابع تقاضای بازار» نامید.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

تقاضای اقدام ((Call to Action (CTA))

تحریک یک فرد برای انجام اقدامی،‌از آن در آزمایش استفاده می‌شود تا یک یا چند فرضیه مورد آزمون قرار گیرد.
(منبع: کتاب value proposition design)

 

 

 

 

تکنیک چرا (Why Technique)

تکنیک چرا دقیقاً مثل چراهای مکرری است که کودکان برای گسترش فهم خود درباره دنیای اطرافشان از والدین می‌پرسند؛ اما با این تفاوت که در بزرگ‌سالی باید یادگرفته‌هایمان را زیر سال ببریم. سادگی این تکنیک باعث شده است که بسیاری از مردم اهمیت و نقش آن را دست‌کم بگیرند درحالی‌که این تکنیک برای ایده‌یابی و ایده‌پردازی کاربرد خوبی دارد.
به‌عنوان‌مثال، برای شناسایی و تعریف درست و کامل مسئله می‌توان از این تکنیک استفاده کرد. استفاده از این تکنیک به ما کمک می‌کند تا موقعیت و وضعیت را بهتر و روشن‌تر مشخص کنیم و در فرآیند آن به ایده‌های جدیدی دست‌یابیم.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

تقسیم‌بندی رفتاری (Behavior Segmentation)

نوعی تقسیم‌بندی بازار بر اساس تفاوت‌های میان رفتار مصرف گروه‌های مختلف مصرف‌کنندگان، با توجه به شیوه زندگی، الگوهای خرید و استفاده، الگوهای خرج کردن پول و زمان آن‌ها و عواملی شبیه به این‌ها است. این تقسیم‌بندی یکی از پنج استراتژی تقسیم‌بندی رایج بوده و هدف آن تعریف گوشه خاصی از بازار است که نیازمند طراحی سفارش‌های ارتقا یافته هستند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

تقسیم‌بندی بازار (market segmentation)

تقسیم‌بندی بازار به معنی قراردادن خریداران آینده در گروه‌ها یا بخش‌هایی است که نیازهای مشترکی دارند و واکنش مشابهی به یک فعالیت بازاریابی نشان می‌دهند. تقسیم‌بندی بازار شرکت‌ها را قادر می‌سازد دسته های مختلف مصرف‌کنندگان را مورد هدف قرار دهند که درک متفاوتی نسبت به ارزش محصولات یا خدمات خاصی دارند.
(منبع: www.investopedia.com)

 

 

 

 

تمرکز بازار (Market Concentration)

به معنی درجه تسلط فروشندگان بزرگ بر بازار است. ممکن است محصولی خاص در یک حوزه جغرافیایی (و احتمالاً دارای تمرکز شدید) رقابت مهمی نداشته باشد اما در جای دیگر رقابت شدیدی اعمال کند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

تمایل به ریسک و مخاطره (Risk Taking Propensity)

یعنی پذیرش مخاطره‌های منطقی که می‌توانند از طریق تلاش‌های شخصی مهار شوند. ازآنجایی‌که کارآفرینان نیاز به موفقیت بالایی دارند، به‌طور حساب‌شده ریسک می‌کنند و مخاطره‌های معقول را می‌پذیرند. می‌توان گفت که کارآفرینان، افراد میانه‌رویی هستند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

تکنیک گروه اسمی (Nominal Group Technique)

نوعی از طوفان فکری است که کنترل‌شده تر است و در جلسات حل مسئله برای تشویق تفکر خلاق و بدون دخالت گروه در فرآیند تولید ایده استفاده می‌شود.
هر عضو تیم ایده خود را در پایین برگه‌ای نوشته و در آخر ایده‌ها یکی‌یکی مورد ارزیابی و اولویت‌بندی قرار می‌گیرند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

 

تنوع‌بخشی (Diversification)

تنوع بخشی یک تکنیک مدیریت ریسک است که طیف گسترده‌ای از سرمایه‌گذاری‌ها را در یک سبد سرمایه‌گذاری ترکیب می‌کند. منطق این روش آن است که مجموعه‌ای از انواع مختلف سرمایه‌گذاری به طور متوسط، بازده بالاتر و ریسک پایین‌تری نسبت به هر گونه سرمایه‌گذاری فردی خواهد‌داشت.
تنوع ‌بخشی تلاش‌ می‌کند تا ریسک غیر‌سیستماتیک در یک سبد سرمایه‌گذاری را این‌طور تعدیل کند که عمل‌کرد مثبت بعضی از سرمایه‌گذاری‌ها عمل‌کرد منفی دیگران را خنثی نماید.
(منبع: www.investopedia.com)

تناسب محصول با بازار (Product–Market Fit)

هنگامی‌که محصولتان با آنچه مشتریان در بازاری خاص علاقه‌مند به خرید آن هستند تطابق داشته باشد،‌ محصول شما محصول متناسب با بازار نامیده می‌شود.
(منبع: کتاب Disciplined Entrepreneurship)

 

تناسب (Fit)

هنگامی رخ می‌دهد که عناصر نقشه‌ی ارزشتان در تناظر با کارها،‌دردسرها و منفعت‌های بخش مشتری‌تان باشد و تعداد قابل‌توجهی از مشتریان، ارزش پیشنهادی‌تان را برای برآورده کردن این کارها،‌ دردسرها و منفعت‌ها به‌کارگیرند.
(منبع: کتاب value proposition design)

 

 

 

 

توزیع (Distribution )

در بازرگانی، به فرآیند انتقال کالاها از تولیدکننده به مصرف‌کننده نهایی گفته می‌شود. توزیع، گاه به‌طور مستقیم میان این دو عامل اقتصادی انجام می‌گیرد ولی به‌طورمعمول، کالاها از طریق عمده‌فروشان، بنکداران و خرده‌فروشان پخش می‌شود و درنهایت به دست مصرف‌کنندگان می‌رسد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

تورم (Inflation)

افزایش سریع و پایدار قیمت‌ها که توسط برخی شاخص‌ها (مانند شاخص قیمت مصرف‌کننده) در طول ماه‌ها یا سال‌ها اندازه‌گیری می‌شود و در کاهش قدرت خرید منعکس می‌گردد. بدترین اثرات تورم روی افرادی خواهد بود که دستمزد ثابت دارند. تورم یک عامل بازدارنده برای پس‌انداز است.
هیچ علت یکتایی که ازنظر جهانی برای تورم پذیرفته‌شده باشد وجود ندارد و نظریه اقتصادی مدرن سه نوع تورم را توصیف می‌کند: (۱) تورم ناشی از فشار هزینه که از افزایش دستمزد‌ نیروی کار و فشار آن به کسب‌و‌کارها برای افزایش قیمت محصولاتشان برای پوشش هزینه‌های بالاتر نیروی کار ایجاد می‌شود و خود منجر به تقاضای دستمزد بالاتر خواهد شد. (مارپیچ قیمت دستمزد) (۲) تورم ناشی از فشار تقاضا که از افزایش تقاضای مصرف‌کنندگان ایجاد می‌شود (۳) تورم پولی که به دلیل افزایش عرضه پول (به علت چاپ پول بیشتر توسط دولت برای پوشش کسری آن) ایجاد می‌شود.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

توافق سطح خدمات (Service Level Agreement)

توافق سطح خدمات (به‌اختصار SLA ) قراردادی رسمی بین فراهم آورنده خدمات (Service Provider) و خدمات گیرنده (Customer) است که دربرگیرنده مشخصات خدمات، مسئولیت‌ها، میزان خدمات مورد ارائه و اولویت‌های طرف مقابل است.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

 

توسعه تیم (Team Development)

افزایش اثربخشی گروه‌های کاری با بهبود هدف و شفاف‌سازی نقش هر عضو و فرآیندهای بین فردی را توسعه تیم گویند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

توسعه بازار (Market Development)

گسترش بازار کل یک محصول یا شرکت به‌وسیله‌ی
(۱) ورود به بخش‌های جدیدی از بازار
(۲) تبدیل غیر کاربران به کاربر
(۳) افزایش مصرف هر کاربر
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

توزیع‌کننده (Distributor)

نهادی که اقدام به خرید محصولات غیررقابتی یا خطوط محصول می‌کند، آن‌ها را انبار می‌نماید و به خرده‌فروشان یا مستقیماً به کاربران نهایی یا مشتریان می‌فروشد. اکثر توزیع‌کنندگان نیروی انسانی و پشتیبانی مالی قوی برای حمایت از تلاش‌های ترویجی عرضه‌کنندگان یا تولیدکنندگان فراهم می‌کنند. آن‌ها معمولاً طیف وسیعی از خدمات را به مشتریان خود ارائه می‌دهند (مانند اطلاعات مربوط به محصول، برآورد‌ها، پشتیبانی فنی، خدمات پس از فروش).
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

 

توسعه‌ی مشتری (Customer Development)

یک فرآیند چهار مرحله‌ای که توسط استیو بلنک ابداع شده است. این فرآیند ریسک و عدم قطعیت فعالیت کارآفرینانه را با آزمون مستمر فرضیه‌های زیربنایی مدل کسب‌وکار (با به‌کارگیری مشتریان و ذی‌نفعان) کاهش می‌دهد. چهار مرحله‌ی فرایند توسعه‌ی مشتری عبارت‌اند از:
۱- کشف مشتری
۲- اعتبارسنجی مشتری
۳- خلق مشتری
۴- ایجاد کسب‌وکار (شرکت)
(منبع: کتاب value proposition design)

توسعه محصول جدید (New Product Development)

مجموعه‌ای از وظایف، مراحل و اقدامات تعریف‌شده و منظم که هدف طبیعی شرکت را برای تبدیل ایده‌های اولیه به محصولات و خدمات قابل‌فروش تشریح می‌کند.
(منبع: کتاب مدل‌های توسعه محصول جدید)

 

توسعه کسب‌وکار (Business Development)

مفهوم توسعه کسب‌وکار با فرایند شناسایی و رسیدن به توافق با مشتریان بالقوه جدید در ارتباط است. همچنین می‌تواند به همکاری با شرکت‌های دیگر برای ارائه محصول به مشتریان جدید اشاره داشته باشد. تمرکز توسعه کسب‌وکار روی کسب‌وکارها و فرصت‌های جدید است تا در کنار مدیریت روابط با مشتریانی که قبلا به آن‌ها محصول یا خدمت فروخته‌اید، به‌ تقویت سهم بازار کسب‌وکار شما نیز کمک کند. این موضوع درباره فرصت‌های جدید توسعه و اکتشاف مشتریان جدید و همچنین راه‌های جدید برای همکاری با دیگران برای تحویل به مشتریان جدید است.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

 

جامعه برند (Brand Association)

میزانی که یک نام تجاری خاص، ویژگی‌های یک دسته محصول را به‌طورکلی به ذهن می‌آورد.
(منبع: www.businessdictionary.com)جامعه برند هر چیزی است که در اعماق ذهن مشتری در مورد نام تجاری نشسته است. نام تجاری باید با خصوصیتی مثبت در ارتباط باشد به‌طوری‌که مشتریان نام تجاری شما را به‌طور مثبت به یاد بیاورند.
جامعه برند، ویژگی‌هایی از برند در ذهن مصرف‌کنندگان در زمانی است که در مورد آن برند صحبت می‌کنند. این با معانی ضمنی و صریحی در ارتباط است که یک مصرف‌کننده در ارتباط / همکاری با یک نام تجاری خاص باشد. جامعه برند همچنین می‌تواند به‌عنوان درجه‌ای تعریف شود که یک محصول/خدمت خاص در رده کلاس آن محصول /خدمت به رسمیت شناخته شده است.
(منبع:www.managementstudyguide.com)

تیم‌سازی (Team Building)

ایجاد پیوندی محکم بین عده‌ای از افراد است که برای یک دوره زمانی مشخص و با اهداف مشترک فعالیت می‌کنند. تیم فراتر از یک گروه است که صرفاً مجموعه‌ای از افراد را دورهم جمع می‌کند. در حقیقت تیم‌سازی تلاشی آگاهانه برای تشکیل گروه‌های کار اثربخش در سازمان است.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

تیم کارآفرینانه (Entrepreneurial Team)

مجموعه‌ای از افراد که با هدف مشترک برای انجام یک فعالیت کارآفرینانه دورهم جمع می‌شوند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

 

جمع‌آوری پول (Fundraising)

دسترسی به منابع مالی یکی از عوامل مهم در موفقیت کارآفرینی و یکی از دغدغه‌های مهم کسب‌وکارها در مراحل مختلف عمرشان است که ممکن است ماه‌­ها به طول بیانجامد و حتی کارآفرینان را از ادامه فعالیت منصرف کند. تأمین مالی عبارت است از جمع‌آوری وجوه برای خرید نهاده‌های مورد نیاز تولید کالا یا ارائه خدمت. به عبارت دیگر، تأمین مالی، تأمین سرمایه‌ی مورد نیاز جهت سرمایه‌گذاری در طرح‌­های اقتصادی است؛ خواه این سرمایه به صورت وجوه نقد باشد و خواه به‌صورت سرمایه‌ی انباشته شده در کالاهای سرمایه‌ای یا واسطه‌ای.

برای تأمین مالی کسب‌وکار­ها، روش‌­های مختلفی وجود دارد؛ از جمله موارد زیر:

روش­‌های تأمین مالی بر اساس زمان
روش­‌های تأمین مالی بر اساس محل
روش‌­های تأمین مالی بر اساس مراحل عمر
روش‌­های تأمین مالی بر اساس رسمی یا غیررسمی بودن
(منبع: www.businessdictionary.com)
(منبع: ‌www.dictionary.cambridge.org)

جریان نقدی مثبت (Cash-Flow Positive)

هنگامی‌که پول دریافتی شرکت از پولی که این شرکت در یک ماه مشخص خرج می‌کند بیشتر باشد، جریان نقدی مثبت به وجود می‌آید.
(منبع: کتاب Disciplined Entrepreneurship)

 

جایگاه محصول (Product Positiong)

تلقی و برداشت مصرف‌کنندگان از یک کالا برحسب صفات مهم آن است. جایگاهی که کالاهای یک شرکت در مقایسه با کالاهای رقبا در اذهان مصرف‌کنندگان پیدا کرده است.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

 

چرخش (Pivot)

«چرخش» کلمه‌ای آشنا در دنیای استارت‌آپ‌ها است. وقتی اولین مدل کسب‌وکار شما کار نمی‌کند (و این اتفاق بیشتر اوقات می‌افتد)، مدیرعامل شرکت و اعضای تیم به سمت برنامه B تغییر جهت داده و چرخش می‌کنند. این لحظات بسیار نفس‌گیر هستند. چرخش عموماً به تغییر در استراتژی اشاره دارد؛ هر چند که ممکن است شامل تغییر در اجزای مختلف مدل کسب‌وکار یا خود محصول استارت‌آپ هم باشد.
(منبع: www.inc.com )
(منبع lexicon.ft.com)

چابکی (Agility)

در لغت، صفت و خصوصیتی است که مبین فرز بودن و چالاکی در یک فرد یا یک سیستم است. ‌در کسب‌و‌کار توان واکنش سریع نسبت به مسائل، یا به عبارتی: «توانایی بنگاه در تشخیص و واکنش صحیح و به‌موقع، ‌نسبت به فرصت‌های ایجادشده در بازار کسب‌و‌کار» تلقی می‌شود. بنگاه‌ها با بهره‌مندی از این قابلیت، می‌توانند در شرایط پرتلاطم و پیوسته در حال تغییر و تحول دنیای کسب‌و‌کار امروز، همواره پیشرو و پیشگام باشند.
یک بنگاه Agile (چابک) نیازمند ابزار، ‌امکانات و فرآیندهایی برای ادراک صحیح، ارائه‌ی پاسخ و واکنش مناسب و به‌موقع نسبت به تغییرات پیش‌بینی‌نشده‌ی محیطی است. این ابزارها از مهم‌ترین جلوه‌ها و نشانه‌های قابل‌رؤیت یک بنگاه چابک (Agile Film) در عرصه کسب‌و‌کار نوین هستند و تحقق این مزیت بدون بهره‌مندی از این امکانات، محال و دور از دسترس خواهد بود.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

جمعیت شناختی (Demographics)

عوامل جمعیتی خاصی که جمعیت یا بازار هدف را شناسایی و مشخص می‌کنند مانند جنسیت، نژاد، سن و موقعیت جغرافیایی.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

 

حق امتیاز نمایندگی - فرانشیز (Franchise)

نوعی توافق است که در آن صاحب یک نام یا علامت تجاری، به دیگران اجازه تولید و فروش محصولات و خدمات خود را می‌دهد؛ به‌عبارت‌دیگر، فرانشیز حق استفاده از نام شرکتی دیگر و به دست آوردن امکان فروش محصولات و خدمات آن به‌صورت قانونی و در ازای پرداخت حق امتیاز است. محدوده و شیوه‌نامه‌ی اجرایی فرانشیز بر اساس شرایط تعریف‌شده در توافقنامه فرانشیز مشخص می‌شود. معمولاً واگذاری امتیاز از سوی صاحب اصلی حقوق تجاری، همراه با علامت تجاری محصول و برخی خدمات پشتیبانی به نماینده است.
اگر بخواهیم مفهوم فرانشیز را کمی دقیق‌تر و علمی‌تر تعریف کنیم باید بگوییم که حق امتیاز نمایندگی یا فرانشیز، عبارت است از نظامی برای توزیع (و نه تولید) ‌کالا و خدمات که در آن واگذارکننده، در قبال دریافت حق فرانشیز خود (به‌صورت درصدی از درآمد) حمایت‌ها و پشتیبانی خاصی از دریافت‌کننده کالا و خدمات به عمل‌آورده و بر چگونگی فعالیت‌های او (نماینده) نظارت می‌کند. این حمایت‌ها، ‌هم شامل آموزش پرسنل و هم ارائه کالا و خدمات خاصی در ارتباط با موضوع نمایندگی می‌شود. دلیل وجود آموزش در این برنامه‌ها است که «فرانشیز» در مقوله «انتقال تکنولوژی» و «قراردادهای انتقال تکنولوژی» قرار می‌گیرد.
(منبع: کتاب فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال و کتاب فرهنگ کارآفرینی)

حاشیه‌ی سود (Profit Margin)

حاشیه سود نسبتی است که سودآوری را به ازای هر ریال از فروش نشان می‌دهد و از تقسیم سود (بعد از کسر مالیات) به فروش حاصل می‌شود. این یکی از معیار‌های سوددهی شرکت و شاخص ساختار هزینه‌های آن است. حاشیه سود انواع مختلفی دارد؛ ازجمله: حاشیه سود خالص و حاشیه سود ناخالص. مالکان کسب‌وکارهای کوچک از حاشیه سود ناخالص برای اندازه‌گیری سودآوری یک محصول استفاده می‌کنند. به‌طور مثال اگر یک محصول را پنجاه هزار تومان فروخته باشید و برای آن محصول سی و پنج هزار تومان هزینه کرده باشید، حاشیه سود ناخالص شما ۳۰٪ است.
حاشیه سود خالص نوع دیگری است که سودآوری کل شرکت را بررسی می‌کند و از نسبت میزان سود کل (تفاضل کل فروش شرکت و مخارج کسب‌وکار) بر درآمد کل به دست می‌آید. برای مثال اگر کسب‌وکار جدید شما سیصد هزار تومان درآمد داشته باشد و میزان مخارج کلی هم دویست و پنجاه هزار تومان باشد، حاشیه سود خالص شما ۱۶٪ خواهد بود.
(منبع: www.investopedia.com)
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

چشم‌انداز (vision)

وضعیت مطلوبی که سازمان در تلاش برای رسیدن به آن است. چشم‌انداز تصویری ازآنچه را که سازمان مایل است در آینده بدان صورت باشد، ارائه می‌کند و در این راستا، رهنمودهایی را برای طراحی و مدیریت تغییرات ضروری فراهم می‌کند. چشم‌انداز به علت دارا بودن تعداد اندکی مفاهیم گسترده و در عوض تعداد کثیری جزئیات خاص، به‌راحتی می‌تواند به خاطر سپرده شود و این اجازه و فرصت را به اکثر سطوح سازمان می‌دهد که بدون نیاز به مشورت با سرپرستان خود، تصمیمات لازم را اتخاذ کنند.
(منبع: فرهنگ کارآفرینی)

حل مسئله (Problem Solving)

فرآیند پیدا کردن راه‌حل برای مسائل دشوار و یا پیچیده.
(منبع: Oxford English Dictionary)
در تجارت و صنعت، به یک رشته اموری گفته می‌شود که مشکلات داخلی و خارجی را آشکار و به رفع آن‌ها اقدام می‌شود.
حل مسئله شامل گام‌هایی به ترتیب ذیل است:
۱) پذیرش اینکه مشکلی وجود دارد.
۲) مشخص کردن یا شناسایی مشکل
۳) مجزا کردن مشکل در رابطه با افراد، مکان‌ها و چیزهای درگیر
۴) مشخص کردن گزینه‌ها و راه‌های بدیل
۵) اجرای آزمون مشکلات یا بازنگری مشکلات مشابه که پیش‌تر حل شده‌اند
۶) گردآوری نظرات کسانی که درگیر مشکل بوده‌اند و متخصصان امرهستند
۷) تصمیم‌گیری دربارهٔ گام‌هایی که برای حل مشکل باید برداشته شود.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

حل خلاق مسئله ((CPS(Creative Problem Solving)

در گذشته، حل مسئله را بیشتر به‌عنوان یک امر استدلالی و عقلانی تعریف می‌کردند، ولی در سال‌های اخیر به این نتیجه رسیده‌اند که یک روش کاملاً عقلانی و استدلالی، تمامی ابعاد حل مسئله را در برنمی‌گیرد بلکه خلاقیت برای حل موفقیت‌آمیز مسئله امری حیاتی است. در فرآیند حل خلاق مسئله، هشت مرحله اصلی وجود دارد: تحلیل محیط، تشخیص مسئله، شناخت مسئله، فرضیه‌سازی، ارائه راهکارها، انتخاب از میان راه‌کارها، اجرای راه‌کار انتخاب‌شده و کنترل.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

حق انحصاری اختراع (Patent)

حق انحصاری یک اختراع که دولت به مخترع ارائه می‌دهد. ثبت اختراع، حقوق مالک و نه لزوماً مخترع را پوشش می‌دهد؛ یعنی ممکن است مالک حقوق یک اختراع لزوماً مخترع آن نباشد (مثل فرد یا شرکتی که روی اختراع سرمایه‌گذاری کرده یا آن را از مخترع خریداری کرده است.) حق اختراع شامل: حق جلوگیری از ساختن، ‌فروش، ‌استفاده، ‌ارائه برای فروش یا واردکردن نوآوری ثبت‌شده (از خارج کشور به داخل) است. حق انحصاری اختراع، مجوز استفاده از یک نوآوری به‌صورت انحصاری برای زمان و مکان محدود است.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

 

 

 

 

خدمت (Service)

هرگونه فعالیت یا مزیتی که اغلب نامحسوس است و ازیک‌طرف به‌طرف دیگر ارائه می‌شود و مالکیت چیزی را به دنبال ندارد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

خدمات پس از فروش (After-sales support)

هر نوع خدمات ارائه شده پس از خریداری یک محصول توسط مشتری، خدمات پس از فروش نامیده می‌شود. خدمات پس از فروش می‌تواند شامل وارانتی و گارانتی باشد و به عنوان یک استراتژی بازاریابی برای شرکت‌ها استفاده شود. بعضی از مشتریان ممکن است محصولات یک شرکت را بر اساس خدمات پس از فروش آن انتخاب کنند.
(منبع: www.investopedia.com)

 

خانواده برند (Brand Family)

گروه برندهای مربوط به هم که برند مادر آن‌ها به تمام اعضای خانواده کیفیت و اعتماد می‌بخشد.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

 

خلق ارزش - ارزش‌آفرینی - ایجاد ارزش (Value Creation)

اقداماتی که ارزش کالاها، خدمات و یا حتی یک کسب‌وکار را افزایش می‌دهند.
بسیاری از گردانندگان کسب‌وکارها، اکنون بر ایجاد ارزش تمرکز می‌کنند این تمرکز هم درزمینهٔ ایجاد ارزش بالاتر برای مشتریان کالاها و خدماتشان است و هم برای سهامداران کسب‌وکار که می‌خواهند ارزش سهام خود را در این ایجاد ارزش درک کنند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

خلاقیت (Creativity)

جهش و پرواز ذهن برای آگاهی از فضاها و امکانات جدید است؛ که نتیجه آن ممکن است به محصولات یا خدمات جدید منجر شود. برخی آن را توانایی هستی بخشیدن به پدیده‌ای جدید تعریف نموده‌اند و عده‌ای دیگر آن را نه به‌عنوان توانایی بلکه به‌عنوان فرآیند روان‌شناختی یا فرآیندهایی که از طریق آن‌ها محصولات جدید و ارزشمند خلق می‌شوند، تعریف کرده‌اند.
لزومی ندارد که حاصل فرآیند خلاقیت، یک شیء فیزیکی باشد، بلکه می‌تواند یک فکر، ارتباط بین وقایع، یک بینش یا یک فرآیند کارآمدتر و مؤثرتر و یا یک محصول یا خدمت جدید باشد. هر یک از این‌ها هنگامی‌که به‌طور کامل ابراز شوند، دارای ارزش خواهند بود.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

خرده‌فروش (Retailer)

کسب‌وکار یا شخصی که کالاها را به مصرف‌کننده می‌فروشد، برخلاف عمده‌فروش که معمولاً کالاها را به کسب‌و‌کار دیگری می‌فروشد.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

 

خود راه‌اندازی (Bootstrapping)

۱. ایجاد یک کسب‌و‌کار با سرمایه کم است. بسیاری از شرکت‌های بزرگ کنونی،‌کار خود را با این الگو شروع کرده‌اند.
۲. نوعی راه‌اندازی کسب‌و‌کار که به سرمایه‌گذاری‌های خارجی تکیه ندارد. این شیوه راه‌اندازی مخاطره زیادی را بر مؤسس تحمیل می‌کند، چراکه تمام سرمایه را باید از جیب خود پرداخت کند.
۳. هدف از خود راه‌اندازی، کند و آهسته کردن نرخ رشد شرکت و افزایش سرمایه‌ی شرکت از محل درآمدهای انباشته‌شده است.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

خود اشتغالی (Self-Employment)

خوداشتغالی موقعیتی است که طی آن فرد بجای کار کردن برای یک کارفرما و دریافت حقوق و دستمزد از او، برای خودش کار می‌کند. یک فرد خود اشتغال، درآمدش را از فعالیت‌های سودآور تجاری که خودش به‌طور مستقیم انجام داده است، به دست می‌آورد. به‌عبارتی‌دیگر، در خوداشتغالی فرد کسب‌و‌کاری را تأسیس کرده، ‌برای خود کار می‌کند و اصطلاحاً‌ در استخدام خودش است.
(منبع:‌ www.investopedia.com و کتاب فرهنگ کارآفرینی)

 

خلق کسب‌وکار جدید - خلق کسب‌وکار مخاطره‌پذیر (Venture Creation)

خلق کسب‌وکار جدید اغلب به معنای وارد شدن در فرایند پویای ایجاد ثروت انبوه است. این ثروت را افرادی ایجاد می‌کنند که فرض می‌شود برای خلق ارزش‌آفرینی در کالا و خدمات، زمان‌سنجی و تعهد شغلی، خطرپذیری بالایی دارند. در این‌گونه موارد محصول یا خدمت ممکن است منحصربه‌فرد باشد یا نباشد، اما کارآفرین با تأمین و تخصیص منابع و مهارت‌های ضروری تا حدودی به آن ارزش می‌بخشد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

 

خود راه‌اندازی (Bootstrapping)

۱. ایجاد یک کسب‌و‌کار با سرمایه کم است. بسیاری از شرکت‌های بزرگ کنونی،‌کار خود را با این الگو شروع کرده‌اند.
۲. نوعی راه‌اندازی کسب‌و‌کار که به سرمایه‌گذاری‌های خارجی تکیه ندارد. این شیوه راه‌اندازی مخاطره زیادی را بر مؤسس تحمیل می‌کند، چراکه تمام سرمایه را باید از جیب خود پرداخت کند.
۳. هدف از خود راه‌اندازی، کند و آهسته کردن نرخ رشد شرکت و افزایش سرمایه‌ی شرکت از محل درآمدهای انباشته‌شده است.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

دارایی جاری (Current Asset)

دارایی‌هایی مانند مطالبات، موجودی، کار در جریان یا پول نقد که به‌طور مداوم در داخل و خارج سازمان در دوره عادی از کسب‌وکار در جریان است، مانند پول نقدی که به کالا تبدیل شده و سپس دوباره به‌صورت پول نقد درآمده است. در حسابداری، هر دارایی‌ که انتظار می‌رود در کمتر از یک سال مورداستفاده قرار بگیرد، دارایی جاری محسوب می‌گردد. دارایی جاری، دارایی در گردش نیز نامیده می‌شود.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

خوراک (RSS)

شکلی از برنامه نویسی وب که اجازه می دهد اطلاعات از یک سایت به یک کامپیوتر یا صفحات دیگر وب به شکل جریان پیوسته‌ای از اطلاعات نمایش داده شود. افراد می‌توانند فید‌های خاصی را انتخاب کنند و هر بار که محتوایی به روز شد یا تغییر پیدا کرد به آن‌ها هشدار داده شود. هر محتوایی شامل متن، موسیقی و فایل های تصاویر را می توان به فرم RSS انتقال داد. این نوع از خدمات برای کاربرانی مفید است که می خواهند اطلاعات بسیاری از منابع مختلف را در یک مکان مشاهده کنند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

 

دردسرهای مشتری (Customer Pains)

پیامدهای بد، ریسک‌ها و موانعی که مشتریان می‌خواهند از آن‌ها اجتناب کنند زیرا آن‌ها را از انجام کار (به‌صورت مؤثر) بازمی‌دارد.
(منبع: کتاب value proposition design)

دردسرکاره‌ها (Pain Relievers)

توصیف‌گر این است که چگونه محصولات و خدمات دردسرهای مشتری را با حذف و کاهش نتایج بد، ریسک‌ها و موانعی که مشتریان را از انجام کار بازمی‌دارد التیام می‌دهند.
(منبع: کتاب value proposition design)

 

درخواست طرح پیشنهادی (RFP)

درخواست طرح پیشنهادی (RFP) نوعی از درخواست مناقصه است که به شکل سند بوده و در آن یک شرکت یا سازمان اعلام می‌کند که بودجه یک پروژه یا برنامه خاص در دسترس است و شرکت‌ها می‌توانند قیمت‌های پیشنهادی خود را برای تکمیل این پروژه ارائه دهند.
در این سند (RFP)، فرایند مناقصه و شرایط قرارداد تشریح می‌شود و راهنمایی‌هایی در مورد فرمت مناقصه و نحوه ارائه آن بیان می‌شود.
(منبع: www.investopedia.com)

 

 

 

 

دیر پذیران (Laggards)

در نظریه نوآوری، گروه اقلیت جامعه هستند (تقریباً 16 درصد جامعه) که آخرین گروه برای امتحان کردن یا خرید یک محصول جدید هستند. این گروه شامل تعداد زیادی سالمند و کسانی است که وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایینی دارند. دیر پذیران از دوستان و همسایگان به‌عنوان منابع اطلاعاتی استفاده کرده، تغییر را دوست ندارند و تنها در صورت اجبار نوآوری را قبول می‌کنند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

دیده‌بانی کسب‌وکار (Business Monitoring)

دیده‌بانی کسب‌وکار نوعی پیگیری و نظارت بر درخواست‌کننده تسهیلات است که از طریق ارتباطات جاری و از پیش تعیین‌شده بین بنگاه و موسسه وام‌دهنده انجام می‌گیرد.
هدف این دیده‌بانی به‌طورکلی تضمین موفقیت قرارداد برای شناسایی سریع مشکلات احتمالی و تسهیل کمک فنی کسب‌وکار برای رفع مشکلات و تضمین پرداخت به‌موقع اقساط وام‌گیرنده است.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

دید یا نگاه کسب‌وکارانه (Business Mind)

حساس شدن نسبت به محیط اطراف خود برای بررسی زمینه‌های انواع کسب‌وکار و ارزیابی این‌که مردم چگونه پول در می‌آورند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

 

رابط کاربری (User Interface)

بخش دیدنی و قابل‌لمس یک برنامه یا سیستم‌عامل است که کاربر از طریق آن با کامپیوتر یا یک نرم‌افزار تعامل برقرار می‌کند مانند کیبورد، ماوس، قلم نوری، نمایش دسکتاپ و … . رابط کاربری تعیین می‌کند که دستورات چگونه به کامپیوتر یا برنامه داده شود و این اطلاعات چگونه بر روی صفحه، نمایش داده شوند. سه نوع اصلی رابط‌های کاربری عبارت‌اند از:
(۱) زبان دستور: کاربر باید ماشین، دستورالعمل‌ها یا کدهای ویژه‌برنامه را بشناسد.

(۲) منوها: کاربر دستورات را از لیست نمایش داده شده در صفحه‌نمایش انتخاب می‌کند.

(۳) رابط گرافیکی کاربر (GUI): کاربر دستورات را با انتخاب و کلیک کردن بر روی آیکون نمایش داده شده در صفحه‌نمایش ارائه می‌دهد.
(منابع: www.businessdictionary.com و
searchsoa.techtarget.com )

ذی‌نفعان (Stakeholders)

فرد، گروه، یا سازمانی که مستقیم یا غیرمستقیم در یک کسب‌و‌کار دارای منافع هستند یا عملکرد کسب‌و‌کار برای آن‌ها اهمیت بسیاری دارد و تحت تأثیر اقدامات، اهداف و سیاست‌های کسب‌و‌کار قرار می‌گیرند. ذی‌نفعان اصلی در کسب‌و‌کار عبارت‌اند از: بستانکاران،‌ مشتریان،‌ مدیران،‌ کارمندان، دولت،‌ مالکان،‌ عرضه‌کنندگان، ‌اتحادیه‌ها و جامعه که منابع لازم کسب‌و‌کار از آنجا تأمین می‌شود.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

 

ذی‌نفع (Stakeholder)

یک فرد، گروه و یا سازمانی است که دارای علاقه یا دغدغه در مورد یک سازمان است. ذی‌نفعان می‌توانند اقدامات، اهداف و سیاست‌های سازمان را تحت تأثیر قرار دهند یا خود تحت تأثیر آن‌ها قرار بگیرند.
نمونه‌هایی از ذی‌نفعان کلیدی عبارت‌اند از: اعتباردهندگان، مدیران، کارکنان، دولت (و سازمان‌های مربوط به آن)، صاحبان (سهام‌داران)، تأمین‌کنندگان، اتحادیه‌ها و جامعه‌ای که کسب‌وکار از منابع آن استفاده می‌کند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

 

رسانه‌ی اجتماعی (Social Media)

وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌های مبتنی بر تلفن همراه یا اینترنت و ابزار‌هایی برای به اشتراک‌گذاری اطلاعات میان مردم است و شامل وب‌سایت‌های شبکه‌سازی محبوب مانند فیس‌بوک و توییتر، وبلاگ‌ها، انجمن‌ها و هر نوع فضا برای حضور تعاملی است که به افراد اجازه می‌دهد امکان شرکت در گفتگو با یکدیگر را داشته باشند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

رسانه (Media)

کانال‌های ارتباطی که اخبار، سرگرمی، آموزش، اطلاعات یا پیام‌های تبلیغاتی از طریق آن‌ها منتشر می‌شوند. رسانه شامل هر وسیله‌ اشاعه‌ی انبوه پیام مانند رادیو، تلویزیون، روزنامه‌ها، مجلات، تابلوهای تبلیغاتی، ایمیل، تلفن، فکس و اینترنت است.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

راهبرد خروج (Exit Strategy)

راهبرد خروج روشی است که سرمایه‌گذار مخاطره پذیر یا مالک بنگاه برای خروج سرمایه‌گذاری خود از یک شرکت یا کسب‌وکار در صورت شکست یا ایجاد مشکلات قابل‌توجه برای آن اتخاذ می‌کند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

 

رضایت مشتری (Customer Satisfaction)

میزان رضایتی که توسط کالاها یا خدمات یک شرکت فراهم‌شده و توسط تعداد مشتریان تکراری اندازه‌گیری می‌شود.
(منبع: www.businessdictionary.com)

رشد کسب‌وکار (Business Growth)

رشد کسب‌وکار روند بهبود بعضی از معیارهای موفقیت یک شرکت است.رشد کسب‌وکار می‌تواند یا از طریق افزایش درآمد حاصل از فروش محصولات و خدمات و یا از طریق افزایش سودآوری با حداقل رساندن هزینه‌های عملیات به دست آید.
(منبع: www.businessdictionary.com)

رشد (Growth)

به معنی ارتقاء، توسعه و گسترش وضعیت عمومی افراد و یا شرایط کسب‌وکار از طریق تمرکز بر کارکرد و محصول اصلی است.
۱) در اقتصاد: فرآیند پیوستهٔ افزایش ظرفیت تولیدی و افزایش درآمد ملی کشور.
۲) رشد در سطح یک شرکت یا بنگاه به معنای بالا رفتن میزان فعالیت‌های اقتصادی و دادوستدهای آن است.
۳) در روان‌شناسی: نمو جسمی و تحول عقلی و احساسی فرد را گویند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

 

روند بازار (Market Trend)

زمانی که بازار تجاری به فرازوفرود قیمت‌های مرتبط با سرمایه‌گذاری‌ها و اوراق بهادار واکنش نشان می‌دهد.
(منبع: www.businessdictionary.com)
روند جهت تغییر و تحول بازار و همچنین تغییرات کلی و بلندمدت قیمت‌های اوراق بهادار در بورس سهام و اوراق بهادار را نشان می‌دهد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

رکود (Depression)

پایین‌ترین نقطه در یک چرخه اقتصادی است که با
(۱) کاهش قدرت خرید
(۲) بیکاری گسترده
(۳) عرضه بیش از تقاضا
(۴) کاهش قیمت‌ها یا افزایش کندتر از حد معمول
(۵) کاهش دستمزدها یا افزایش کندتر از حد معمول
(۶) بی‌اعتمادی عموم به آینده
همراه است. رکود، باعث افت در تمام فعالیت‌های اقتصادی می‌شود و ممکن است برای چند سال ادامه پیدا کند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

رقابت (Competition)

به هم‌چشمی و هم‌آوردی بین چند عامل اقتصادی گفته می‌شود که در یک زمان در جست‌وجوی شغل، فعالیت و یا مشتری هستند. این اصطلاح را مخصوصاً در مورد بازار کالاها و خدمات به کار می‌برند و در این صورت به هم‌آوردی (مبارزه) بین صاحبان صنایع و بازرگانان به‌منظور جذب مشتریان و حفظ آنان گفته می‌شود.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

 

 

 

 

رهبر تیم (Team Leader)

یکی از اعضای تیم که ممکن است قدرتی بیشتر از سایر اعضای تیم نداشته باشد اما به‌صورت دائم و یا چرخشی برای انجام وظایف زیر منصوب می‌شود: (۱) نماینده تیم برای تهیه گزارش (۲) تصمیم‌گیری در مواقع نبودن اجماع نظر، (۳) حل‌وفصل درگیری بین اعضای تیم و (۴) هماهنگ‌کننده تلاش‌های تیم.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

رهبر بازار (Market Leader)

شرکتی که بیشترین سهم از فروش یک کالا را در اختیار دارد و بیشترین کنترل را بر بازار اعمال می‌کند و می‌تواند شرایط بازار را به میل و ارائه خود تحت تأثیر قرار داده و مسیر آن را تعیین کند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

رویداد (Event)

رخدادهایی نظیر کنفرانس‌های خبری، بازگشایی‌های بزرگ و… هستند که برای رساندن پیام‌ها، به مخاطبین هدف و شبکه‌سازی میان متخصصان و فعالان یک حوزه‌ی تخصصی مورداستفاده قرار می‌گیرند. البته وقایع و رخدادها در هر حوزه‌ای ممکن است مفهومی خاص داشته باشند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

رویداد چیزی است که اتفاق افتاده یا به‌عنوان یک اتفاق در حال وقوع و مهم در نظر گرفته می‌شود. رویداد چیزی است که در یک محل خاص و یک بازه زمانی خاصی رخ می‌دهد.
(منبع: www.dictionary.com)

 

 

 

 

رهبری خدمتگزار (Servant Leadership)

«رهبر خدمتگزار» کسی است که به‌سادگی نیازهای تیم را برآورده می‌کند. این افراد دارای کمالات و سخاوت بالایی هستند. رویکرد آن‌ها می‌تواند یک فرهنگ مثبت را در شرکت‌های بزرگ ایجاد کند و روحیه و دلگرمی بالایی در میان اعضای تیم ایجاد کند.
طرفداران رهبری خدمتگزار بیان می‌کنند که این سبک راه خوبی برای حرکت روبه‌جلو در جهانی است که در آن ارزش‌ها روزبه‌روز مهم‌تر می‌شوند و اینجاست که رهبران خدمتگزار می‌توانند به خاطر ارزش‌ها، آرمان‌ها و اخلاقیات خود به قدرت دست یابند.
(منبع: www.mindtools.com)

 

رهبری بوروکراتیک(Bureaucratic Leadership)

رهبران بوروکراتیک از قوانین با دقت پیروی می‌کنند و از پیروی دقیق اعضای تیم از این قوانین نیز اطمینان حاصل می‌کنند. این سبک برای کارهایی که خطرات ایمنی جدی دارد مانند کار با ماشین‌آلات، مواد سمی یا در ارتفاعات خطرناک و کارهایی که با مبالغ هنگفتی پول در ارتباط است مناسب است.
رهبری بوروکراتیک برای مدیریت کارکنانی که کارهای روزمره و تکراری انجام می‌دهند، نیز مفید است. این سبک در تیم‌ها و سازمان‌هایی که به انعطاف‌پذیری، خلاقیت و نوآوری متکی هستند، تأثیر کمتری دارد.
(منبع: www.mindtools.com)

رهبری (Leadership)

 

 

 

 

یک نقش در سازمان است که شامل تعیین یک هدف واضح، در میان گذاشتن آن با اعضا به‌منظور جلب همراهی آنان، فراهم آوردن امکانات، اطلاعات و دانش موردنیاز و هماهنگی و تنظیم تعارضات اعضا و ذی‌نفعان برای دستیابی به هدف‌های تعیین‌شده است.
(منبع: فرهنگ کارآفرینی)

رهبری مستبدانه (Autocratic Leadership)

رهبری مستبدانه سبکی از رهبری است که در آن رهبر، بدون مشورت با اعضای تیم خود تصمیم‌گیری می‌کند، حتی اگر نظرات آن‌ها صحیح و مفید باشد. این سبک رهبری زمانی مناسب است که تصمیم‌گیری باید به‌سرعت صورت گیرد، هیچ نیازی به نظرات تیم وجود نداشته باشد و توافق تیم برای یک نتیجه موفقیت‌آمیز ضروری نباشد.
(منبع: www.mindtools.com)

 

رهبری کاریزماتیک (Charismatic Leadership)

رهبری کاریزماتیک به رهبری تحول‌گرا شباهت دارد: هر دو نوع از رهبران الهام‌بخش بوده و به اعضای تیم خود انگیزه می‌دهند. تفاوت در نیت و قصد آن‌ها نهفته است. رهبران تحول‌گرا می‌خواهند اعضای تیم و سازمان خود را متحول و دگرگون کنند، درحالی‌که رهبرانی که روی جاذبه و کاریزمای خود تکیه می‌کنند، اغلب روی خود و جاه‌طلبی‌هایشان تمرکز کرده و ممکن است نخواهند چیزی را تغییر دهند.
رهبران کاریزماتیک باور دارند که کاری را اشتباه انجام نمی‌دهند حتی اگر دیگران آن‌ها را نسبت به مسیری که در آن هستند، هشدار دهند. این احساس شکست‌ناپذیری می‌تواند به‌شدت به تیم یا سازمان آسیب بزند.
(منبع: www.mindtools.com)

رهبری دموکراتیک (Democratic Leadership)

شیوه‌ای در مدیریت که مشارکت کارکنان را در برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و مانند آن‌ها تشویق می‌کند و در آن، مدیر نقش تسهیل‌کننده و ارشادی را بر عهده می‌گیرد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)
رهبران دموکراتیک خودشان تصمیمات نهایی را می‌گیرند، اما از اعضای تیم نیز در فرایند تصمیم‌گیری کمک می‌گیرند. این رهبران خلاقیت را تشویق می‌کنند و اغلب سطح مشارکت اعضای تیم در پروژه‌ها و تصمیم‌گیری‌ها بالاست. به‌عنوان یک نتیجه‌گیری، اعضای تیم در این سبک رهبری رضایت شغلی و بهره‌وری بالایی دارند. این سبک رهبری در شرایطی که تصمیم‌گیری باید به‌سرعت انجام شود، سبک مؤثری نمی‌تواند باشد.
(منبع: www.mindtools.com)

 

 

 

 

ریسک‌پذیری - مخاطره‌پذیری (Risk Taking)

مخاطره‌پذیری عبارت از پذیرش مخاطره‌های معتدل است که می‌توانند از طریق تلاش‌های شخصی مهار شوند. هنگام در نظر گرفتن هرگونه مخاطره، دو عنصر در ایجاد این مفهوم نقش دارند، یکی سطح درک فرد کارآفرین از مخاطره در آغاز هر فعالیت مخاطره‌آمیز و دیگری احتمال شکست در صورت ناموفق بودن آن فعالیت. مردم عادی، کارآفرین را عاشق مخاطره می‌دانند، درحالی‌که تحقیقات نشان می‌دهد که کارآفرین نوعاً چنین نیست. کارآفرین، خواه زن یا مرد، شخصی است میان رو که حساب‌شده مخاطره می‌کند.
هرگز این‌طور نیست که کارآفرینان قمار می‌کنند، بلکه در پذیرش مخاطره بسیار حساب‌شده و با دقت عمل می‌کنند و تمام تلاش خود را به کار می‌بندند تا احتمالات را به نفع خود تغییر دهند. به‌بیان‌دیگر، کارآفرینان درصورتی‌که خطر قابل‌محاسبه باشد، از آن استقبال می‌کنند، یعنی آن‌ها مسئولیت فعالیت‌هایی را که در آن‌ها هیچ امکان موفقیتی وجود نداشته باشد و یا یک خودکشی مالی باشد، به عهده نمی‌گیرند.
لازم است توجه شود که ریسک می‌تواند اتفاقی پیش‌بینی‌نشده با پیامد مثبت یا منفی باشد؛ بنابراین ریسک‌پذیری یعنی پذیرش خطری که با احتمال قابل قبولی ممکن است باعث یک موفقیت بزرگ بشود؛ اما در صورت شکست هم قابل مدیریت است.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

ریسک - مخاطره - خطر (Risk)

احتمال ضرر و زیان بالقوه و قابل‌اندازه‌گیری یک عمل و یا یک نوع سرمایه‌گذاری است. این امر به معنی امکان از دست رفتن بخشی یا همه سرمایه اولیه است. این ریسک اغلب بر اساس بازده قبلی یا میانگین بازده سود برای یک سرمایه‌گذاری مشخص محاسبه می‌شود.
ریسک در حالت کلی به معنی رخدادی احتمالی است که روی کسب‌وکار یا فعالیت‌های آن تأثیر معنی‌داری بگذارد. پیامد این رخداد می‌تواند مثبت (به نفع کسب‌وکار) یا منفی (به ضرر آن) باشد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

ریزش (Churn)

کناره‌گیری یا گردش مشتریان یک کسب‌وکار یا استفاده‌کنندگان یک خدمت را ریزش گویند. در اقتصاد نوین (اقتصادی که انتخاب بی‌سابقه، دسترسی سریع و جهانی به محصولات و اطلاعات را برای افراد مهیا می‌کند.) نرخ ریزش، تعیین کننده درآمد و رشد کسب‌وکار است. کسب‌وکارها باید همیشه به فکر بدست آوردن وفاداری مشتریان و حفظ آنها باشند تا از خطر ریزش آنها جلوگیری کنند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

 

 

زمان‌بندی (Timing)

توانایی انتخاب بهترین لحظه برای انجام برخی کارها، اقدامات و غیره.
(منبع: www.merriam-webster.com)
توانایی داشتن انتخاب، قضاوت یا کنترل در زمانی که چیزی باید انجام شود.
(منبع:‌ www.macmillandictionary.com)

زمان بارگذاری (Load Time)

مقدار متوسط زمانی که طول می‌کشد یک صفحه از ابتدای صفحه بازدید (به‌عنوان‌مثال با کلیک بر روی لینک) تا تکمیل شدن در پنجره مرورگر بارگذاری شود.
(منبع: blog.alexa.com)

زبان بدن (Body Language)

زبان بدن پیام‌های خاموش (غیرکلامی) و معمولاً ناآگاهانه‌ای است که از حرکات بدن، حالات چهره، تن صدا، بلندی صدای فرستنده پیام به گیرنده‌ی پیام القا می‌شود.

(منبع:‌ www.dictionary.com و www.businessdictionary.com)

 

 

ساختار سازمانی (Oragnizational Structure)

بیانگر چگونگی تقسیم‌کار، ‌توزیع اختیارات تصمیم‌گیری،‌ میزان هدایت فعالیت‌ها توسط قوانین، مقررات و آیین‌نامه‌ها (میزان رسمی بودن) و روش برقراری ارتباطات و هماهنگی میان واحدهای سازمانی با یکدیگر است. ساختار سازمانی، روش و میزانی تمرکزگرایی را نشان می‌دهد که مدیریت ارشد سازمان برای نقش‌ها، ‌اختیارات و مسئولیت‌ها در نظر گرفته و رویکرد سازمان به تفویض، کنترل یا به همکاری گذاشتن تصمیمات در سطوح مختلف سازمانی را بازتاب می‌دهد. هم‌چنین ساختار سازمانی نشان می‌دهد که چگونه اطلاعات در میان سطوح مدیریتی جریان می‌یابد. این ساختار تماماً ‌به اهداف سازمانی و راهبرد اتخاذشده برای دست‌یابی به آن‌ها وابسته است (ساختار سازمانی بر اساس استراتژی و برنامه‌های سازمان و برای اجرای آن‌ها طراحی می‌شود.) در ساختار متمرکز، قدرت تصمیم‌گیری در سطوح بالای مدیریت متمرکزشده و کنترل بسیار زیادی بر بخش‌ها و تقسیمات سازمان صورت می‌گیرد. در ساختار غیرمتمرکز، قدرت تصمیم‌گیری توزیع‌شده و بخش‌ها و زیرمجموعه‌ها درجات متفاوتی از استقلال را دارند. نمودار سازمانی نمایش ساختار سازمانی و اجزای آن و روابط میان اجزا در قالبی بصری و اغلب گرافیکی است.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

ساخت لینک(Link Building)

ساخت لینک فرآیند به دست آوردن لینک از وب سایت های دیگر به وب‌سایت خودتان است. لینک، راهی برای هدایت کاربران بین صفحات اینترنت است. موتورهای جستجو از لینک برای خزیدن در وب استفاده می کنند. آنها لینک‌ها را بین صفحات شخصی وب سایت شما و بین تمام وب سایت‌ها پیمایش می‌کنند. تکنیک های زیادی برای ساخت لینک وجود دارد که در میزان سختی اجرا متفاوت هستند. از دید کسانی که سئو (بهینه‌سازی موتور‌های جستجو) انجام می‌دهند ساخت لینک یکی از سخت ترین قسمت های شغل آن‌ها است. بسیاری از متخصصین سئو اکثر وقت خود را صرف ساخت لینک می‌کنند. به همین دلیل، اگر شما بتوانید هنر ساخت لینک با کیفیت بالا را بیاموزید، هم در انجام سئو و هم در رقابت، جلوتر از دیگران قرار می‌گیرید.
(منبع: www.moz.com)

زنجیره ارزش (Value Chain)

فعالیت‌های به‌هم‌پیوسته که ورودی را به خروجی تبدیل می‌کند و باعث ایجاد ارزش می‌شود. زنجیره ارزش به‌نوبه خود می‌تواند به ایجاد مزیت رقابتی برای شرکت کمک ‌کند. زنجیره ارزش به‌طورمعمول از
(۱) توزیع ورودی یا لجستیک
(۲) عملیات تولید
(۳) توزیع خروجی و یا لجستیک
(۴) بازاریابی و فروش و
(۵) خدمات پس از فروش تشکیل شده است. این فعالیت‌ها توسط
(۶) خرید یا تدارکات
(۷) تحقیق و توسعه
(۸) توسعه منابع انسانی و
(۹) زیرساخت‌های شرکت پشتیبانی می‌شوند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

 

سازمان‌دهی (Organizing)

سازمان‌دهی به معنی مرتب کردن چند عنصر سازمانی در یک ترتیب یا ساختار هدفمند است.
(منبع: www.businessdictionary.com)
سازمان‌دهی، فرایندی است که طی آن تقسیم‌کار میان افراد و گروه‌های کاری و هماهنگی میان آنان، به‌منظور کسب اهداف صورت می‌گیرد.
(منبع: دانشنامه رشد daneshnameh.roshd.ir)

سازمان مبتنی بر تیم ((Team Based Organization (TBO)

محیط کاری نوآورانه و غیر سنتی که برای رسیدن به اهدافش بر تیم تکیه می‌کند. ویژگی‌های عمده TBO شامل (۱) اعتماد متقابل، (۲) توانمندسازی کارکنان در برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی و تعیین هدف، (۳) مسئولیت مشترک برای خود-مدیریتی، (۴) پاسخگویی مشترک برای عملکرد و (۵) رهبری مشترک.
(منبع: www.businessdictionary.com)

سازمان (Organization)

واحدی اجتماعی از افراد که برای ارضای یک نیاز یا دنبال کردن مداوم مجموعه‌ای از اهداف به‌طور نظام‌یافته مدیریت می‌شوند. همه‌ی سازمان‌ها ساختاری مدیریتی دارند که روابط میان عملکرد و جایگاه را مشخص می‌کند. همچنین نقش‌ها، مسئولیت‌ها و اختیارات را برای انتقال وظایف تعریف‌شده تقسیم کرده و تفویض می‌کند. سازمان‌ها از جنس سیستم‌های باز هستند؛ زیرا آن‌ها بر محیط خارج از مرزهای خود تأثیر می‌گذارند و از آن تأثیر می‌پذیرند.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

سرمایه اجتماعی (Social Capital)

سرمایه اجتماعی ازلحاظ اقتصادی به ارتباطاتی بین افراد و اشخاص اشاره دارد که می‌تواند دارای ارزش اقتصادی باشند. شبکه‌های اجتماعی که شامل افرادی هستند که به یکدیگر اعتماد دارند و به هم کمک می‌کنند می‌تواند یک سرمایه اجتماعی قدرتمند باشد. این روابط حتی می‌تواند بین افراد و شرکت‌ها هم ایجاد شود.
(منبع: http://www.investopedia.com)

سرمایه (Capital)

به آن دسته از عوامل اعم از فیزیکی (ماشین‌آلات و تجهیزات تولیدی) و انسانی (تجربه، مهارت و تخصص) که در کمیت و کیفیت تولید مؤثر است، گفته می‌شود.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

سبک زندگی (Lifestyle)

روش زندگی افراد، خانواده‌ها و جوامع که در مقابل محیط‌های فیزیکی، روانی، اجتماعی و اقتصادی خود به‌صورت روزبه‌روز آشکار می‌کنند.
سبک زندگی در هر دو الگوهای رفتاری در کار و اوقات فراغت (به‌صورت فردی) در فعالیت‌ها، نگرش‌ها، منافع، نظرات، ارزش‌ها و تخصیص درآمد بیان‌شده است. سبک زندگی به تصویر افراد از خودشان یا خود پنداره‌ی آن‌‌ها برمی‌گردد؛ روشی که خود را می‌بینند و باور دارند توسط دیگران دیده می‌شوند. سبک زندگی ترکیبی از انگیزه‌ها، نیاز‌ها و خواسته‌ها است و توسط عواملی مانند فرهنگ، خانواده، گروه‌های مرجع و طبقه اجتماعی تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
(منبع: www.businessdictionary.com)

سرمایه مخاطره پذیر - سرمایه ریسکی (Risk Capital)

سرمایه مخاطره پذیر، سرمایه‌ای است که برای تأمین منابع مالی شرکت‌های نوپا و اغلب توسط شرکت‌های سرمایه‌گذاری مخاطره پذیر به کار بسته می‌شود. به سخن دیگر سرمایه‌ای که همراه با ریسک زیاد است و اغلب توسط سرمایه‌گذاران غیررسمی و یا سرمایه‌دارانی که تمایل به مخاطره‌پذیری اقتصادی دارند، انجام می‌شود.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

سرمایه در گردش (Working Capital)

سرمایه در گردش، بخشی از سرمایه و دارایی جاری یک شرکت است که در معاملات تجاری صرف می‌شود. تفاضل و تفاوت میان دارایی‌های شرکت و بدهی‌های جاری را سرمایه در گردش گویند.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

سرمایه انسانی (Human Capital)

مجموعه دانش و مهارت‌های جمع شده در نیروی انسانی یک سازمان است. برای ایجاد سرمایه انسانی، ‌سرمایه‌گذاری در توسعه قابلیت‌های منابع انسانی یک سازمان به‌منظور بالا بردن بازدهی آن‌ها الزامی است.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

سرمایه مخاطره پذیر - سرمایه ریسکی (Risk Capital)

به شخص سرمایه‌گذاری گویند که سرمایه خود را در یک کسب‌وکار جدید توأم با ریسک و مخاطره به کار می‌اندازد و یا به شرکت نوپای درحال‌توسعه که ازنظر مالی در مضیقه است و به وجوه عمومی و دولتی دسترسی ندارد، کمک می‌کند.
همچنین به سازمان و یا شخصی گویند که در کسب‌وکارهای جدید و پرمخاطره و ریسک‌پذیر، سرمایه‌گذاری می‌کند. این‌گونه مراکز و افراد اغلب در فعالیتی که ریسک آن متوسط به بالا است با امید به بازگشت مطلوب سرمایه اقدام به سرمایه‌گذاری می‌کنند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

سرمایه‌گذار حامی - سرمایه‌گذار فرشته (Angel Investor)

فردی که سرمایه یک یا چند شرکت نوپا را فراهم می‌کند. برخلاف یک شریک، سرمایه‌گذار حامی به‌ندرت در مدیریت دخالت می‌کند. معمولاً سرمایه‌گذاران حامی، ارزش‌افزوده را از طریق ارتباطات و تخصص‌هایشان بالا می‌برند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

سرمایه‌دار مخاطره‌پذیر (Adventure Capitalist )

کارآفرینی که به دیگر کارآفرینان ازلحاظ مالی کمک می‌کند و اغلب نقشی فعال در عملکرد شرکت‌ها به‌عنوان هیئت‌مدیره و غیره ایفا می‌نمایند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

سفارشی‌سازی (Customization)

تولید یا تغییر محصولات یا خدمات با توجه به نیازها و اولویت‌های خریدار یا کاربر.
(منبع: http://dictionary.cambridge.org)

سرمایه‌ی بذرافشانی (Seed Money)

نخستین سرمایه‌ای که برای تأسیس و بنیانگذاری یک شرکت به مصرف می‌رسد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)
پول استفاده‌شده برای شروع یک کسب‌وکار یا شرکت جدید.
(منبع: www.businessdictionary.com)

سرمایه‌گذاری (Investment)

اقدامی مبنی بر مایه گذاشتن از مال یا هرگونه دارایی و چشم‌پوشی از مزایا و منافع آنی آن‌ها به امید سود بیشتر در آینده؛ مثل خریداری اوراق بهادار یا سهام، خریداری کالاهای سرمایه‌ای یا دارایی‌های ثابت.
سرمایه‌گذاری در سطح کلان به معنی صرف بخشی از درآمد ملی یا هزینه ملی در امر تولید کالاهای سرمایه‌ای طی یک دوره مشخص است.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

سهام (Stock)

سهام نوعی تضمین است که دلالت بر مالکیت در یک شرکت دارد و نشان‌دهنده ادعا نسبت به بخشی از دارایی‌ها و درآمد این شرکت است. دو نوع اصلی از سهام وجود دارد: سهام عادی و سهام ممتاز.

صاحبان سهام عادی حق رأی در جلسات سهامداران شرکت را دارند و درصد معینی از سود شرکت را دریافت می‌کنند.

صاحبان سهام ممتاز به‌طورکلی حق رأی ندارند، اما نسبت به صاحبان سهام عادی ادعای مالکیت بیشتری بر دارایی‌ها و درآمد شرکت دارند. سود سهام ممتاز به‌صورت ثابت پرداخت می‌شود.

به‌عنوان‌مثال صاحبان سهام ممتاز، قبل از صاحبان سهام عادی، سود سهام را دریافت می‌کنند و در صورت ورشکستگی و نقد شوندگی شرکت در اولویت قرار دارند.
(منبع: www.businessdictionary.com)

سود ناخالص (Gross Margin

تفاوت بین درآمد و هزینه‌های حاشیه‌ای محصولتان است که به‌صورت درصد بیان می‌شود. برای مثال، سود ناویژه‌ی بیست درصد به این معناست که درآمدتان از هر واحد محصول بیست درصد بالاتر از هزینه‌های آن واحد.
(منبع: کتاب Disciplined Entrepreneurship)

سقف قیمت (Price Ceiling)

سقف قیمت، حداکثر قیمت مجاز یک فروشنده برای فروش یک محصول یا خدمت است. سقف قیمت معمولا توسط قانون تنظیم می‌شود و سیستم قیمت گذاری فروشنده را برای اطمینان از شیوه کسب‌وکار منصفانه و معقول محدود می‌کند. سقف قیمت معمولا برای هزینه های ضروری تعیین می‌شود به‌عنوان‌مثال، در برخی از مناطق «سقف اجاره» برای حمایت از مستاجرها و جلوگیری از بالا رفتن قیمت اجاره تعیین می‌گردد.
(منبع: www.investopedia.com)

شاخص‌های کلیدی عملکرد ((key performance indicators (KPI)

معیارهای مهمی که بیانگر عملکرد کسب‌و‌کار است. هر برنامه‌ای در سازمان برای تحقق مجموعه‌ای از عملکردهای مشخص طراحی می‌شود و طبیعتاً میزان تحقق این پیش‌بینی‌های عملکردی لازم است در طول زمان مورد پایش قرار بگیرد تا انحرافات احتمالی اصلاح شوند. شاخص کلیدی عملکرد (KPI) به‌منظور ارزیابی عواملی مورداستفاده قرار می‌گیرد که برای موفقیت یک سازمان بسیار مهم است. شاخص‌های کلیدی عملکرد در هر سازمان متفاوت است. شاخص کلیدی عملکرد در کسب‌وکارها ممکن است درآمد خالص شرکت یا وفاداری مشتری باشد، درحالی‌که دولت ممکن است نرخ بیکاری را به‌عنوان این شاخص در نظر بگیرد.
(منبع:‌ www.searchcrm.techtarget.comو کت